حمل از جمله ابزارهای اصلی در تحلیل های منطقی به حساب می آید. در میان اقسام حمل، حمل شیء بر خود در فلسفه اسلامی مورد نقد و نظرهای فراوانی قرار گرفته است. از جمله این نقد و نظرها چیزی است که می توان با ادبیاتی پساصدرایی آنرا حمل اولی انگاری و یا حمل شایع انگاری حمل شیء بر خود دانست و یا می توان با ادبیاتی مرتبط با منطق جدید آن را اینهمانی انگاری حمل شیء بر خود خواند. اما اگر در آراء پیشینیان به دقت توجه شود، آنگاه می توان دریافت که نمی توان به سادگی حمل شیء بر خود را ذیل هیچیک از عناوین حمل اولی، شایع و یا اینهمانی منطق جدید قرار داد. در مقاله حاضر سعی می شود تا نشان داده شود که چگونه هر یک از برداشته های مزبور از حمل شیء بر خود با مشکلاتی مواجه است. در تحلیل ها از تمایز دو مؤلفه «ما به الاتحاد» و «ما به التغایر» در حمل که معمولا به عنوان محک و معیار در مباحث فلاسفه اسلامی در مورد حمل پذیرفته شده است، استفاده می شود.
حمل از جمله ابزارهای اصلی در تحلیل های منطقی به حساب می آید.در میان اقسام حمل، حمل شیء بر خود در فلسفه اسلامی مورد نقد و نظرهای فراوانی قرار گرفته است.از جمله این نقد و نظرها چیزی استکه می توان با ادبیاتی پساصدرای آنرا حمل اولی انگاری و ی احمل شایع انگاریحمل شیء بر خود دانست و یا می توان با ادبیاتی مرتبط با منطق جدید آن را اینهمانی انگاری حمل شیء بر خود خواند.اما اگر در آراء پیشینیان به دقت توجه شود، آنگاه می توان دریافت که نمی توان به سادگی حمل شیء بر خود را ذیل هیچک از عناوین حمل اولی، شاع و ی ا اینهمانی منطق جدید قرار داد.در مقاله حاضر سعی می شود تا نشان داده شود که چگونه هر یک از برداشته های مزبور از حمل شیء بر خود با مشکلاتی مواجه است.در تحلیل ها از تمایز دو مؤلفه "ما به الاتحاد" و "ما به التغایر" در حمل که معمولا به عنوان محک و معیار در مباحث فلاسفه اسلامی در مورد حمل پذیرفته شده است، استفاده می شود.
{"title":"حمل شیء بر خود: حمل اولی، شایع یا اینهمانی منطق جدید","authors":"محمود زراعت پیشه","doi":"10.30465/LSJ.2021.36457.1363","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36457.1363","url":null,"abstract":"حمل از جمله ابزارهای اصلی در تحلیل های منطقی به حساب می آید. در میان اقسام حمل، حمل شیء بر خود در فلسفه اسلامی مورد نقد و نظرهای فراوانی قرار گرفته است. از جمله این نقد و نظرها چیزی است که می توان با ادبیاتی پساصدرایی آنرا حمل اولی انگاری و یا حمل شایع انگاری حمل شیء بر خود دانست و یا می توان با ادبیاتی مرتبط با منطق جدید آن را اینهمانی انگاری حمل شیء بر خود خواند. اما اگر در آراء پیشینیان به دقت توجه شود، آنگاه می توان دریافت که نمی توان به سادگی حمل شیء بر خود را ذیل هیچیک از عناوین حمل اولی، شایع و یا اینهمانی منطق جدید قرار داد. در مقاله حاضر سعی می شود تا نشان داده شود که چگونه هر یک از برداشته های مزبور از حمل شیء بر خود با مشکلاتی مواجه است. در تحلیل ها از تمایز دو مؤلفه «ما به الاتحاد» و «ما به التغایر» در حمل که معمولا به عنوان محک و معیار در مباحث فلاسفه اسلامی در مورد حمل پذیرفته شده است، استفاده می شود.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"1 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-09-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"128818556","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
پیتر استراوسون، در مقاله «صدق»، به اقتفای رمزی، مسئله زائد بودن نظریه صدق را مطرح میکند. او اظهار کردن جملات حاوی محمول صادق را انجام کاری میداند و به تعبیر اصطلاحی خود، اخباری نمیداند بلکه انشائی قلمداد میکند. اظهارات انشائی، صادق یا کاذب نیستند بلکه به بجا یا نابجا متصف میشوند و فعل یا عملاند نه گزاره یا توصیف. بدینسان در این جستار، پس از ذکر نقدهای استراوسون به نظریه صدق و توضیح نظریه انشائی صدق او و تبیین اظهارات انشائی آستین، به نقدهای سهگانهای که بر تلقی استراوسون وارد شده میپردازیم و سپس با بررسی رابطه معنای زبانی و نظریه انشائی صدق و تبیین نظاممند بودن معنا، این مسئله را به اثبات میرسانیم که نه تنها نظریه انشائی صدق استراوسون نادرست است بلکه تلقی کاربردهای انشائی از زبان هم میتواند ناتمام باشد. بدین معنا، فیلسوفان زبان متعارف هم در این مورد که جملات انشائی با جملات متعارف غیر انشائی متفاوتاند، اغراق و مبالغه میکردند. این فیلسوفان به اشتباه فرض میکردند جملات انشائی، بیانگر قضایای توصیفی و متعارفی نیستند که جملاتی با شروط مستقیم صدق، بیانگر آن قضایا هستند.
پیتر استراوسون، در مقاله "صدق"، به اقتفای رمزی، مسئله زائد بودن نظریه صدق را مطرح میکند.او اظهار کردن جملات حاوی محمول صادق را انجام کاری میداند و به تعبیر اصطلاحی خود، اخباری نمیداند بلکه انشائی قلمداد میکند.اظهارات انشائی صادق ی اکاذب نیستند بلکه به بجا ی انابجا متصف میشوند و فعل ی ا عملاند نه گزاره ی ا توصیف.بدینسان در این جستار، پس از ذکر نقدهای استراوسون به نظریه صدق و توضیح نظریه انشائی صدق او تبیناظهارات انشائی آستین، به نقدهای سهگانهای که بر تلقی استراوسون وارد شده میپردازیم و سپس با برسی رابطهمعنای زبانی و نظریه انشائی صدق و تبین نظاممند بودن معنا، این مسئله را به اثبات میرسانیم که نه تنها نظریه انشائی صدق استراوسون نادرست است بلکه تلقی کاربردهای انشائی از زبان ه میتواند ناتمام باشد.بدین معنا، فیلسوفان زبان متعارف هم در این مورد که جملات انشائی با جملات متعارف غیر انشائی متفاوتاند، اغراق و مبالغه میکردند.این فیلسوفان به اشتباه فرض میکردند جملات انشائی بیانگر قضای توصیفی و متعارفی نیستند که جملاتی با شروط مستقیم صدق، بیانگر آن قضایا هستند.
{"title":"استراوسون و نظریه انشائی صدق","authors":"غلامرضا حسینپور","doi":"10.30465/LSJ.2021.36481.1364","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36481.1364","url":null,"abstract":"پیتر استراوسون، در مقاله «صدق»، به اقتفای رمزی، مسئله زائد بودن نظریه صدق را مطرح میکند. او اظهار کردن جملات حاوی محمول صادق را انجام کاری میداند و به تعبیر اصطلاحی خود، اخباری نمیداند بلکه انشائی قلمداد میکند. اظهارات انشائی، صادق یا کاذب نیستند بلکه به بجا یا نابجا متصف میشوند و فعل یا عملاند نه گزاره یا توصیف. بدینسان در این جستار، پس از ذکر نقدهای استراوسون به نظریه صدق و توضیح نظریه انشائی صدق او و تبیین اظهارات انشائی آستین، به نقدهای سهگانهای که بر تلقی استراوسون وارد شده میپردازیم و سپس با بررسی رابطه معنای زبانی و نظریه انشائی صدق و تبیین نظاممند بودن معنا، این مسئله را به اثبات میرسانیم که نه تنها نظریه انشائی صدق استراوسون نادرست است بلکه تلقی کاربردهای انشائی از زبان هم میتواند ناتمام باشد. بدین معنا، فیلسوفان زبان متعارف هم در این مورد که جملات انشائی با جملات متعارف غیر انشائی متفاوتاند، اغراق و مبالغه میکردند. این فیلسوفان به اشتباه فرض میکردند جملات انشائی، بیانگر قضایای توصیفی و متعارفی نیستند که جملاتی با شروط مستقیم صدق، بیانگر آن قضایا هستند.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"408 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-09-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"132022781","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
نظریة مدل محدود را میتوان بخشی از نظریة مدل دانست که هدف آن بررسی مفاهیم و نتایج نظریة مدل در یک زبان شامل یک رابطة ترتیبی است در حالتی که سورهای مورد بحث همگی از نوع محدود هستند. از نظریة مدل محدود میتوان برای مطالعة مسائل مربوط به نظریة حساب محدود استفاده کرد. حساب محدود را میتوان زیرنظریهای از حساب مرتبة اول پئانو در زبانی گسترشیافته دانست. خود حساب محدود، کاربردهای فراوانی در نظریة پیچیدگی محاسبات دارد. با تعریف و مطالعة مفاهیم پایهای نظریة مدل در حالت محدود مانند حذف سور محدود و مدل کامل محدود، نتایج جالبی در نظریة مدل با کاربردهایی در نظریۀ پیچیدگی محاسبه و حساب محدود به دست آمده است. در این مقاله، ضمن مروری بر نتایج موجود در این زمینه، برخی مفاهیم و نتایج جدید را در این راستا ارائه میکنیم و ارتباطهای آنها را با برخی مسائل بنیادی در نظریة پیچیدگی محاسبه مطالعه میکنیم.
نظریة مدل محدود را میتوان بخشی از نظریة مدل دانست که هدف آن برسی مفاهیم و نتاج نظریة مدل در یک زبان شامل یک رابطة ترتیبی است در حالتی هک سورهای مورد بحث همگی از نوع محدود هستند.از نظریة مدل محدود میتوان برای مطالعة مسائل مربوط به نظریة حساب محدود استفاده کرد.حساب محدود را میتوان زیرنظریهای از حساب مرتبة اول پئانو در زبانی گسترشیافته دانست.خود حساب محدود، کاربردهای فراوانی در نظریة پیچیدگی محاسبات دارد.با تعریف و مطالعة مفاهیم پایهای نظریة مدل در حالت محدود مانند حذف سور محدود و مدل کامل محدود، نتایج جالبی در نظریة مدل با کاربردهای در نظریۀ پیچیدگی محاسبه و حساب محدود به دست آمده است.در این مقاله، ضمن مروری بر نتایج موجود در این زمینه، برخی مفاهیم و نتایج جدید را در این راستا ارائه میکنیم و ارتباطهای آنها را با برخی مسائل بنیادی در نظریة پیچیدگی محاسبه مطالعه میکنیم.
{"title":"نظریهٔ مدل محدود و برخی کاربردهای آن در حساب محدود","authors":"ابوالفضل علم, مرتضی منیری","doi":"10.30465/LSJ.2021.36251.1358","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36251.1358","url":null,"abstract":"نظریة مدل محدود را میتوان بخشی از نظریة مدل دانست که هدف آن بررسی مفاهیم و نتایج نظریة مدل در یک زبان شامل یک رابطة ترتیبی است در حالتی که سورهای مورد بحث همگی از نوع محدود هستند. از نظریة مدل محدود میتوان برای مطالعة مسائل مربوط به نظریة حساب محدود استفاده کرد. حساب محدود را میتوان زیرنظریهای از حساب مرتبة اول پئانو در زبانی گسترشیافته دانست. خود حساب محدود، کاربردهای فراوانی در نظریة پیچیدگی محاسبات دارد. با تعریف و مطالعة مفاهیم پایهای نظریة مدل در حالت محدود مانند حذف سور محدود و مدل کامل محدود، نتایج جالبی در نظریة مدل با کاربردهایی در نظریۀ پیچیدگی محاسبه و حساب محدود به دست آمده است. در این مقاله، ضمن مروری بر نتایج موجود در این زمینه، برخی مفاهیم و نتایج جدید را در این راستا ارائه میکنیم و ارتباطهای آنها را با برخی مسائل بنیادی در نظریة پیچیدگی محاسبه مطالعه میکنیم.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"59 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-09-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"130213905","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
در اکثر زبانهای طبیعی اسمهای عام به دو ردهی شمار و ناشمار تقسیم میشوند. میان این دو رده از اسمها هم تمایز نحوی برقرار است و هم تمایز سمنتیکی. در این میان اما یک تمایز نحوی بارزتر از دیگران است: اسمهای شمار میتوانند با معرفهای عددی همراه شوند. برای مثال، در زبان فارسی میتوان از «دو دلفین» یا «سه درخت» سخن گفت، اما واژههایی همچون «برنز» یا «آب» را نمیتوان بدینسان شمرد. در سویهی سمنتیکی، بنابر تفسیر شیئی، یک شیء متفرد—یعنی یک دلفین—میتواند جملهی «x دلفین است» را صادق گرداند. اما—دستکم در اغلب موارد—جملهی «x آب است» را یک شیء متفرد صادق نمیکند، بلکه «جمعی» از ذرهها، قطرهها، مولکولها و بهمانندآن است که چنین نقشی را برعهده دارند. پرسش محوری این است که سرشت این «جمع» چیست: آیا این «جمع» یک مجموعهی انتزاعی است یا یک کل انضمامی متشکل از اجزاء؟ برایناساس، دو رویکرد مبتنی بر نظریهی مجموعه و پارشناسی (نظریهی جزء و کل) وجود خواهد داشت. در نوشتار کنونی نخست دشواریهای پیشروی هر دو رویکرد را بررسی کردهایم و سپس نشان دادهایم که رویکرد مبتنی بر پارشناسی با قدری جرحوتعدیل میتواند از پس چالشهای پیشرو برآید.
در اکثر زبانهای طبیعی اسمهای عام به دو ردهی شمار و ناشمار تقسیم میشوند.میان این دو رده از اسمها هم تمایز نحوی برقرار است و هم تمایز سمنتیکی.در این میان اما یک تمایز نحوی بارزتر از دیگران است:اسمهای شمار میتوانند با معرفهای عددی همراه شوند.برای مثال، در زبان فارسی میتوان از "دو دلفین" یا "سه درخت"سخن گفت، اما واژههای همچون "برنز" یا "آب" را نمیتوان بدینسان شمرد.در سویهی سمنتیکی، بنابر تفسیر شیئی، یک شیء متفرد-یعنی یک دلفین-میتواند جملهی "x دلفین است" را صادق گرداند.اما-دستکم در اغلب موارد-جملهی "x آب است" رایک شیء متفرد صادق نمیکند، بلکه "جمعی"از ذرهها، قطرهها، مولکولها و بهمانندآن است که چنین نقشی را برعهده دارند.پرسش محوری این است که سرشت این "جمع" چیست:آی این "جمع" یک مجموعهی انتزاعی است ی ایک کل انضمامی متشکل از اجزاء໋ برایناساس، دو رویکرد مبتنی بر نظریهی مجموعه و پارشناسی (نظریهی جزء وک ل) وجود خواهد داشت.در نوشتار کنونی نخست دشواریهای پیشروی هر دو رویکرد را بررسی کردهایم و سپس نشان دادهایم که رویکرد مبتنی بر پارشناسی با قدری جرحوتعدیل میتواند از پس چالشهای پیشرو برآید.
{"title":"سمنتیک عبارتهای ناشمار انضمامی","authors":"مهسا صفی صمغ آبادی","doi":"10.30465/LSJ.2021.36900.1372","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36900.1372","url":null,"abstract":"در اکثر زبانهای طبیعی اسمهای عام به دو ردهی شمار و ناشمار تقسیم میشوند. میان این دو رده از اسمها هم تمایز نحوی برقرار است و هم تمایز سمنتیکی. در این میان اما یک تمایز نحوی بارزتر از دیگران است: اسمهای شمار میتوانند با معرفهای عددی همراه شوند. برای مثال، در زبان فارسی میتوان از «دو دلفین» یا «سه درخت» سخن گفت، اما واژههایی همچون «برنز» یا «آب» را نمیتوان بدینسان شمرد. در سویهی سمنتیکی، بنابر تفسیر شیئی، یک شیء متفرد—یعنی یک دلفین—میتواند جملهی «x دلفین است» را صادق گرداند. اما—دستکم در اغلب موارد—جملهی «x آب است» را یک شیء متفرد صادق نمیکند، بلکه «جمعی» از ذرهها، قطرهها، مولکولها و بهمانندآن است که چنین نقشی را برعهده دارند. پرسش محوری این است که سرشت این «جمع» چیست: آیا این «جمع» یک مجموعهی انتزاعی است یا یک کل انضمامی متشکل از اجزاء؟ برایناساس، دو رویکرد مبتنی بر نظریهی مجموعه و پارشناسی (نظریهی جزء و کل) وجود خواهد داشت. در نوشتار کنونی نخست دشواریهای پیشروی هر دو رویکرد را بررسی کردهایم و سپس نشان دادهایم که رویکرد مبتنی بر پارشناسی با قدری جرحوتعدیل میتواند از پس چالشهای پیشرو برآید.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"355 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-09-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"134458225","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
منطقدانان متقدم و متأخر همگی در اندراج واژه امکان ذیل بحث قضایای موجهه در منطق و بحث مواد ثلاث در فلسفه، اتفاقنظر دارند؛ اما ازسویدیگر مغایرتهائی در شرح و تفصیل اصطلاح امکان عام نزد منطق دانان دیده میشود. یکی از شاخصترین اختلافها، دیدگاه زین الدین کشی است. وی به عنوان یکی از بزرگترین شاگردان فخر الدین رازی، در کتاب خود "حدائق الحقائق"، مدعی است که فیلسوفان پیش از وی، ازسویی امکان عام را به سلب ضرورت یکی از طرفین وجود و عدم تعریف کردهاند، درحالیکه بر سلب ضرورت از جانب مخالف قضیه نیز توافق داشتهاند. در این مقاله، تلاش ما بر این است تا با نگاهی بر آراء حکما و منطقدانان درباره اصطلاح امکان، به طور ویژه، تأملی بر امکان عام از دیدگاه زین الدین کشی داشته باشیم و اذعان کنیم که ادعای مورد تأمل وی متأثر از تعاریف دوگانه فخر الدین رازی در کتاب "الملخص" و "شرح اشارات" است.
{"title":"تأملی بر امکان عام از دیدگاه زین الدین کشی","authors":"محیا مهرجدی, علی اصغر جعفری ولنی","doi":"10.30465/LSJ.2021.36468.1365","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36468.1365","url":null,"abstract":"منطقدانان متقدم و متأخر همگی در اندراج واژه امکان ذیل بحث قضایای موجهه در منطق و بحث مواد ثلاث در فلسفه، اتفاقنظر دارند؛ اما ازسویدیگر مغایرتهائی در شرح و تفصیل اصطلاح امکان عام نزد منطق دانان دیده میشود. یکی از شاخصترین اختلافها، دیدگاه زین الدین کشی است. وی به عنوان یکی از بزرگترین شاگردان فخر الدین رازی، در کتاب خود \"حدائق الحقائق\"، مدعی است که فیلسوفان پیش از وی، ازسویی امکان عام را به سلب ضرورت یکی از طرفین وجود و عدم تعریف کردهاند، درحالیکه بر سلب ضرورت از جانب مخالف قضیه نیز توافق داشتهاند. در این مقاله، تلاش ما بر این است تا با نگاهی بر آراء حکما و منطقدانان درباره اصطلاح امکان، به طور ویژه، تأملی بر امکان عام از دیدگاه زین الدین کشی داشته باشیم و اذعان کنیم که ادعای مورد تأمل وی متأثر از تعاریف دوگانه فخر الدین رازی در کتاب \"الملخص\" و \"شرح اشارات\" است.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"31 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-08-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"114312973","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
در اوایل قرن بیستم، ایدههایی مبنی بر تخطی از «اصل دو ارزشی» منطق ارسطویی شکل گرفت. البته خود ارسطو نیز با اشاره به مسئله صدق یا کذب جملاتی که در مورد آینده اطلاعی میدهند، به این موضوع که بعضی جملات نه ارزش «راست» و نه ارزش «دروغ» دارند اشاره کرده بود. اما این مسئله تقریبا تا دوره رنسانس بطور کلی فراموش شد و از دوره رنسانس تا اوایل قرن بیستم، بعضی مبانی فلسفی برای آن بیان شد. تخطی از «اصل دو ارزشی» پای منطقهای مختلفی از جمله منطقهای چندارزشی را به حوزه منطق باز کرد. در این مقاله، پس از مرور مختصر سیر تکاملی ایدههای مربوط به منطقهای چند ارزشی در قرن بیستم و بررسی اهدافی که بعضا این منطقها بدنبال آن هستند، با مداقه روی مجموعه ارزشهای درستی و عملگرهای مختلفی که نقش تعابیر رابطهای منطقی را بازی میکنند، سعی میکنیم دید جامعتری نسبت به منطقهای چند ارزشی کسب کنیم.
{"title":"تاملی بر منطقهای چند ارزشی گزارهای","authors":"سید محمد امین خاتمی, اسفندیار اسلامی","doi":"10.30465/LSJ.2021.36264.1359","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36264.1359","url":null,"abstract":"در اوایل قرن بیستم، ایدههایی مبنی بر تخطی از «اصل دو ارزشی» منطق ارسطویی شکل گرفت. البته خود ارسطو نیز با اشاره به مسئله صدق یا کذب جملاتی که در مورد آینده اطلاعی میدهند، به این موضوع که بعضی جملات نه ارزش «راست» و نه ارزش «دروغ» دارند اشاره کرده بود. اما این مسئله تقریبا تا دوره رنسانس بطور کلی فراموش شد و از دوره رنسانس تا اوایل قرن بیستم، بعضی مبانی فلسفی برای آن بیان شد. تخطی از «اصل دو ارزشی» پای منطقهای مختلفی از جمله منطقهای چندارزشی را به حوزه منطق باز کرد. در این مقاله، پس از مرور مختصر سیر تکاملی ایدههای مربوط به منطقهای چند ارزشی در قرن بیستم و بررسی اهدافی که بعضا این منطقها بدنبال آن هستند، با مداقه روی مجموعه ارزشهای درستی و عملگرهای مختلفی که نقش تعابیر رابطهای منطقی را بازی میکنند، سعی میکنیم دید جامعتری نسبت به منطقهای چند ارزشی کسب کنیم.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"69 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-08-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"124399158","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
منطقدانان قرون وسطی برای ضربهای منتج قیاس اقترانی حملی اسامی اختصاری انتخاب کرده بودند. این اسامی به نحوی انتخاب شده بود که نوع قضیة محصورة به کاررفته در صغری و کبری و نتیجة قیاس را مشخص کرده و نشان میداد که ضربهای منتج اشکال دوم تا چهارم از چه طریق، به ضربهای شکل اول بازمیگردند و نیز روش رد و تبدیل ضربهای منتج آن اشکال به شکل اول چگونه است. به عنوان مثال نام ضرب اول قیاس، باربارا (Barbara) است. حروف صدادار به کار رفته در این اسم، بیانگر نوع قضیة محصورة در مقدمات و نتیجة این ضرب از قیاس است. در این مختصر این اسامی اختصاری و نکات مرتبط با آنها توضیح داده شده است. همچنین علت متفاوت بودن این اسامی در مورد شکل چهارم بیان شده و به تاریخچة تغییرات این اسامی در مورد شکل چهارم اشاره شده است. در پایان مقایسهای میان این روش و روش استفاده از قواعد کلی انتاج توسط منطقدانان مسلمان صورت گرفت و مزایا و معایب هر یک از این دو روش بیان گردید.
{"title":"نحوة بیان ضربهای منتج قیاس در سنت منطقدانان قرون وسطی","authors":"سعید انواری","doi":"10.30465/LSJ.2021.35703.1335","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.35703.1335","url":null,"abstract":"منطقدانان قرون وسطی برای ضربهای منتج قیاس اقترانی حملی اسامی اختصاری انتخاب کرده بودند. این اسامی به نحوی انتخاب شده بود که نوع قضیة محصورة به کاررفته در صغری و کبری و نتیجة قیاس را مشخص کرده و نشان میداد که ضربهای منتج اشکال دوم تا چهارم از چه طریق، به ضربهای شکل اول بازمیگردند و نیز روش رد و تبدیل ضربهای منتج آن اشکال به شکل اول چگونه است. به عنوان مثال نام ضرب اول قیاس، باربارا (Barbara) است. حروف صدادار به کار رفته در این اسم، بیانگر نوع قضیة محصورة در مقدمات و نتیجة این ضرب از قیاس است. در این مختصر این اسامی اختصاری و نکات مرتبط با آنها توضیح داده شده است. همچنین علت متفاوت بودن این اسامی در مورد شکل چهارم بیان شده و به تاریخچة تغییرات این اسامی در مورد شکل چهارم اشاره شده است. در پایان مقایسهای میان این روش و روش استفاده از قواعد کلی انتاج توسط منطقدانان مسلمان صورت گرفت و مزایا و معایب هر یک از این دو روش بیان گردید.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"6 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-08-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"114212184","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
در این مقاله برای اصلبندی تمام ضربهای قیاسهای ارسطویی به علاوه اصل «هر الف الف است» و قواعد دوطرفهی نقض محمول سالبهها، یک سیستم اصل موضوعی غیرکلاسیک معرفی شد. این سیستم تنها شامل ۲ تعریف، ۲ اصل، ۱ قاعدهی یک مقدمهای و ضربهای Barbara و Datisi است. با افزودن نقض گزارهای درجه اول به این سیستم، اثبات کردیم که مربع تقابل بدون استفاده از بسیاری از قواعد منطق کلاسیک (از جمله حذف نقض مضاعف) برقرار است. سپس نشان دادیم که منطق گزارههای زیرساختاری SLe برای قیاسهای ارسطویی کافی است. همچنین بر پایهی IFLe مربع تقابل، قواعد عکس و قواعد نقض در منطق مظفر به طور کامل ثابت میشوند. برای این منظور از منطق مرتبه اول یک موضعی دقیقا با همان دستگاه استنتاجی استاندارد سورها در منطق کلاسیک به علاوه اصول «بعضی الف الف است» و «بعضی غیرالف غیرالف است» بهره بردیم. در نهایت، برای نشان دادن عدم تعهد وجودی نسبت به نامهای عام در منطق حملی با همان تعبیر وجودی از سورها و ترجمهی استاندارد محصورات اربعه از منطق چهار-ارزشی ربط-کلاسیک قوی KR4 استفاده شد.
{"title":"منطق تطبیقی غیرکلاسیک ۱: منطق حملی استاندارد - از SLe تا IFLe","authors":"عامر آمیخته, سید احمد میرصانعی","doi":"10.30465/LSJ.2021.35927.1349","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.35927.1349","url":null,"abstract":"در این مقاله برای اصلبندی تمام ضربهای قیاسهای ارسطویی به علاوه اصل «هر الف الف است» و قواعد دوطرفهی نقض محمول سالبهها، یک سیستم اصل موضوعی غیرکلاسیک معرفی شد. این سیستم تنها شامل ۲ تعریف، ۲ اصل، ۱ قاعدهی یک مقدمهای و ضربهای Barbara و Datisi است. با افزودن نقض گزارهای درجه اول به این سیستم، اثبات کردیم که مربع تقابل بدون استفاده از بسیاری از قواعد منطق کلاسیک (از جمله حذف نقض مضاعف) برقرار است. سپس نشان دادیم که منطق گزارههای زیرساختاری SLe برای قیاسهای ارسطویی کافی است. همچنین بر پایهی IFLe مربع تقابل، قواعد عکس و قواعد نقض در منطق مظفر به طور کامل ثابت میشوند. برای این منظور از منطق مرتبه اول یک موضعی دقیقا با همان دستگاه استنتاجی استاندارد سورها در منطق کلاسیک به علاوه اصول «بعضی الف الف است» و «بعضی غیرالف غیرالف است» بهره بردیم. در نهایت، برای نشان دادن عدم تعهد وجودی نسبت به نامهای عام در منطق حملی با همان تعبیر وجودی از سورها و ترجمهی استاندارد محصورات اربعه از منطق چهار-ارزشی ربط-کلاسیک قوی KR4 استفاده شد.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"40 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-08-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"123497393","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
لوئیس کرول در مقاله "لاکپشت به آشیل چه گفت؟" نشان داد اضافه کردن قواعد منطق به صورت گزاره سبب ایجاد تسلسلی در استنتاج قیاسی میشود که حصول نتیجه را غیرممکن میسازد. یکی از راهحلهایی که برای این معما پیشنهاد شده استعدادی دانستن دانش منطق است؛ استعدادهای منطقی، تواناییهایی هستند که در صورت بروز شرایط مناسب، عمل مشخصی را در پی دارند. در این دیدگاه، فردی که منطق میداند، در هنگام مواجه با یک استدلال، دست به عمل میزند و استعداد خود را ظاهر میسازد و نتیجهگیری میکند. برای دفاع از این دیدگاه، گاهی منطق به مثابه بخشی از زبان جهانی، یا به مانند زبان اندیشه معرفی میشود و همانطور که زبان مجموعهای از تواناییها و استعدادها برای صحبت کردن است، منطق نیز توانایی برای استنتاج معرفی میشود. اما در این مقاله نشان میدهیم منطق بخشی از زبان جهانی نیست، زیرا منطقهای متعدد و بیشماری وجود دارند، در حالیکه گرامر جهانی یکتا است. بعلاوه دیدگاه استعدادی به منطق، اگرچه میتواند از تسلسل کرول جلوگیری کند، اما از توضیح برخی از ویژگیهای ابتدایی منطق، مانند پیشینی بودن، ناتوان است. استعدادهای ذهنی نه پیشینی هستند و نه پسینی؛ در حالیکه منطق نمونه اعلی برای دانش پیشینی است. همچنین میتوانیم عمل به منطق را نه به کمک استعدادها، بلکه به واسطه دلیل و انگیزهای که منطق برای عمل در اختیار ما قرار میدهد توجیه کنیم. بنابراین به دلیل نقصهای برطرف نشده و مهم دیدگاه استعدادی، بعلاوه وجود راهحلهای بهتر برای معمای کرول، دیدگاه استعدادی ناکافی به نظر میرسد.
{"title":"چرا تبیین توانایی استدلال مطابق قواعد منطقی به عنوان استعدادهای مفهومی ناکافی است","authors":"هومن محمد قربانیان","doi":"10.30465/LSJ.2021.36852.1371","DOIUrl":"https://doi.org/10.30465/LSJ.2021.36852.1371","url":null,"abstract":"لوئیس کرول در مقاله \"لاکپشت به آشیل چه گفت؟\" نشان داد اضافه کردن قواعد منطق به صورت گزاره سبب ایجاد تسلسلی در استنتاج قیاسی میشود که حصول نتیجه را غیرممکن میسازد. یکی از راهحلهایی که برای این معما پیشنهاد شده استعدادی دانستن دانش منطق است؛ استعدادهای منطقی، تواناییهایی هستند که در صورت بروز شرایط مناسب، عمل مشخصی را در پی دارند. در این دیدگاه، فردی که منطق میداند، در هنگام مواجه با یک استدلال، دست به عمل میزند و استعداد خود را ظاهر میسازد و نتیجهگیری میکند. برای دفاع از این دیدگاه، گاهی منطق به مثابه بخشی از زبان جهانی، یا به مانند زبان اندیشه معرفی میشود و همانطور که زبان مجموعهای از تواناییها و استعدادها برای صحبت کردن است، منطق نیز توانایی برای استنتاج معرفی میشود. اما در این مقاله نشان میدهیم منطق بخشی از زبان جهانی نیست، زیرا منطقهای متعدد و بیشماری وجود دارند، در حالیکه گرامر جهانی یکتا است. بعلاوه دیدگاه استعدادی به منطق، اگرچه میتواند از تسلسل کرول جلوگیری کند، اما از توضیح برخی از ویژگیهای ابتدایی منطق، مانند پیشینی بودن، ناتوان است. استعدادهای ذهنی نه پیشینی هستند و نه پسینی؛ در حالیکه منطق نمونه اعلی برای دانش پیشینی است. همچنین میتوانیم عمل به منطق را نه به کمک استعدادها، بلکه به واسطه دلیل و انگیزهای که منطق برای عمل در اختیار ما قرار میدهد توجیه کنیم. بنابراین به دلیل نقصهای برطرف نشده و مهم دیدگاه استعدادی، بعلاوه وجود راهحلهای بهتر برای معمای کرول، دیدگاه استعدادی ناکافی به نظر میرسد.","PeriodicalId":308244,"journal":{"name":"The Review of Laser Engineering","volume":"67 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2021-08-23","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"121330896","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}