首页 > 最新文献

Onderstepoort Journal of Veterinary Research最新文献

英文 中文
اثر پروبیوتیکهای درونزاد جدا شده از ماهی بر روی فاکتورهای بیوشیمیایی و آنزیمهای کبدی ماهی قزلآلای رنگینکمان
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-05-31 DOI: 10.22059/JVR.2020.296608.3018
تکاور محمدیان, عبدالحسین جانگران نژاد, احسان بدیعی, حسین مؤمنی, محمدرضا تابنده, سید محمدحسن موسوی خراسانی
زمینۀ مطالعه: پرورش متراکم آبزیان و تولید تجاری نیاز به بهبود شرایط بهداشتی ماهی دارد و پروبیوتیک‌ها به عنوان گزینه مناسب جهت دستیابی به این هدف مطرح می‌باشند. هدف: در این مطالعه، لاکتوباسیلوس پلنتاروم و لاکتوباسیلوس پنتوسوس به عنوان مکمل‌های غذایی درون‌زاد برای بررسی بیوشیمیایی در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان مورد استفاده قرار گرفتند. روش‎کار: برای این مطالعه، 240 قطعه ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان جوان با متوسط وزن 2±15 گرم به شکل تصادفی به چهار گروه با سه تکرار تقسیم شدند. گروه 1، 2 و 3 به ترتیب با جیره حاوی CFU/g 108 لاکتوباسیلوس پلنتاروم، لاکتوباسیلوس پنتوسوس و ترکیب دو پروبیوتیک و گروه شاهد با جیره نرمال به مدت 60 روز تغذیه شدند (2 درصد وزن بدن، سه بار در روز). نمونه‌ها در روز صفر و 60 اخذ گردید، سپس ویژگی‌های بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم‌های کبدی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: بیشتر فاکتورهای بیوشیمیایی با تغذیه با پروبیوتیک‌ها به ویژه در گروه لاکتوباسیلوس پلنتاروم، با تغییر مثبت همراه بودند (05/0>P). همچنین، نتایج نشان دهنده کاهش معنی‌دار سطح ALP در گروه‌های پروبیوتیک به ویژه در گروه لاکتوباسیلوس پنتوسوس بود (05/0>P)، اما فعالیت آنزیم AST در گروه پلنتاروم+پنتوسوس نسبت به سایر گروه‌ها بالاتر بود (05/0>P). نتیجه­گیری نهایی: نتایج حاضر تأثیر غذای حاوی پروبیوتیک را از طریق کارایی پروبیوتیک در جهت بهبود فاکتورهای بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم‌های کبدی در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان، Oncorhynchus mykiss نشان داد.
{"title":"اثر پروبیوتیکهای درونزاد جدا شده از ماهی بر روی فاکتورهای بیوشیمیایی و آنزیمهای کبدی ماهی قزلآلای رنگینکمان","authors":"تکاور محمدیان, عبدالحسین جانگران نژاد, احسان بدیعی, حسین مؤمنی, محمدرضا تابنده, سید محمدحسن موسوی خراسانی","doi":"10.22059/JVR.2020.296608.3018","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.296608.3018","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه: پرورش متراکم آبزیان و تولید تجاری نیاز به بهبود شرایط بهداشتی ماهی دارد و پروبیوتیک‌ها به عنوان گزینه مناسب جهت دستیابی به این هدف مطرح می‌باشند. \u0000هدف: در این مطالعه، لاکتوباسیلوس پلنتاروم و لاکتوباسیلوس پنتوسوس به عنوان مکمل‌های غذایی درون‌زاد برای بررسی بیوشیمیایی در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان مورد استفاده قرار گرفتند. \u0000روش‎کار: برای این مطالعه، 240 قطعه ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان جوان با متوسط وزن 2±15 گرم به شکل تصادفی به چهار گروه با سه تکرار تقسیم شدند. گروه 1، 2 و 3 به ترتیب با جیره حاوی CFU/g 108 لاکتوباسیلوس پلنتاروم، لاکتوباسیلوس پنتوسوس و ترکیب دو پروبیوتیک و گروه شاهد با جیره نرمال به مدت 60 روز تغذیه شدند (2 درصد وزن بدن، سه بار در روز). نمونه‌ها در روز صفر و 60 اخذ گردید، سپس ویژگی‌های بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم‌های کبدی مورد بررسی قرار گرفتند. \u0000نتایج: بیشتر فاکتورهای بیوشیمیایی با تغذیه با پروبیوتیک‌ها به ویژه در گروه لاکتوباسیلوس پلنتاروم، با تغییر مثبت همراه بودند (05/0>P). همچنین، نتایج نشان دهنده کاهش معنی‌دار سطح ALP در گروه‌های پروبیوتیک به ویژه در گروه لاکتوباسیلوس پنتوسوس بود (05/0>P)، اما فعالیت آنزیم AST در گروه پلنتاروم+پنتوسوس نسبت به سایر گروه‌ها بالاتر بود (05/0>P). \u0000نتیجه­گیری نهایی: نتایج حاضر تأثیر غذای حاوی پروبیوتیک را از طریق کارایی پروبیوتیک در جهت بهبود فاکتورهای بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم‌های کبدی در ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان، Oncorhynchus mykiss نشان داد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"16 1","pages":"22-30"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-05-31","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"89908100","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
بررسی سرولوژی آلودگی به نئوسپورا کانینوم در گاوهای شیری استان سمنان
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-05-31 DOI: 10.22059/JVR.2020.291705.2985
مرضیه بینایی, عماد چنگیزی, حمید استاجی
زمینۀ مطالعه: در سال­های اخیر، نئوسپورا کانینوم همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین علل سقط در گاوهای شیری عنوان شده است. هدف: این مطالعه به منظور بررسی سرولوژیکی آلودگی گاوهای شیری شهرستان سمنان به تک یاخته نئوسپورا کانینوم و تأثیر آن بر روی سقط انجام پذیرفت. روش‎کار: ۲۳۷ نمونه خون از گاوداری­های مختلف شهرستان سمنان و ۱۰۴ نمونه شیر از چهار سکوی جمع­آوری از شهرستان­های سمنان، گرمسار، دامغان و شاهرود تهیه گردید و وجود آنتی­بادی علیه این تک­یاخته در آن­ها به کمک روش الایزا (شرکت اسوانوا) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: مطالعه حاضر نشان داد که ۲۷/۸۷ درصد نمونه سرم گاوها مثبت بود. درصد جذب نور در موارد مثبت (PP) از ۱۷/۷۲ تا ۳/۱۳۷ (۶۵/۲۴ ± ۲۱/۱۱۴) متغیر بود. میانگین آلودگی شیر گاو به آنتی­بادی در نقاط مختلف استان سمنان ۲۳/۹۵ درصد بود. نتیجه­گیری نهایی: در مطالعه حاضر فراوانی آلودگی به نئوسپورا کانینوم در خون و شیر گاو در استان سمنان بسیار بالا می­باشد ولی ارتباط معنی­داری با سقط جنین مشاهده نگردید (۰۵/۰P>).
{"title":"بررسی سرولوژی آلودگی به نئوسپورا کانینوم در گاوهای شیری استان سمنان","authors":"مرضیه بینایی, عماد چنگیزی, حمید استاجی","doi":"10.22059/JVR.2020.291705.2985","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.291705.2985","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه: در سال­های اخیر، نئوسپورا کانینوم همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین علل سقط در گاوهای شیری عنوان شده است. هدف: این مطالعه به منظور بررسی سرولوژیکی آلودگی گاوهای شیری شهرستان سمنان به تک یاخته نئوسپورا کانینوم و تأثیر آن بر روی سقط انجام پذیرفت. روش‎کار: ۲۳۷ نمونه خون از گاوداری­های مختلف شهرستان سمنان و ۱۰۴ نمونه شیر از چهار سکوی جمع­آوری از شهرستان­های سمنان، گرمسار، دامغان و شاهرود تهیه گردید و وجود آنتی­بادی علیه این تک­یاخته در آن­ها به کمک روش الایزا (شرکت اسوانوا) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: مطالعه حاضر نشان داد که ۲۷/۸۷ درصد نمونه سرم گاوها مثبت بود. درصد جذب نور در موارد مثبت (PP) از ۱۷/۷۲ تا ۳/۱۳۷ (۶۵/۲۴ ± ۲۱/۱۱۴) متغیر بود. میانگین آلودگی شیر گاو به آنتی­بادی در نقاط مختلف استان سمنان ۲۳/۹۵ درصد بود. نتیجه­گیری نهایی: در مطالعه حاضر فراوانی آلودگی به نئوسپورا کانینوم در خون و شیر گاو در استان سمنان بسیار بالا می­باشد ولی ارتباط معنی­داری با سقط جنین مشاهده نگردید (۰۵/۰P>).","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"53 1","pages":"1-7"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-05-31","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"83425178","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
تمایز ملکولی تیپهای تریپانوزما اوانسی در شترهای یک کوهانه (کملوس درومداریوس) در استان سیستان و بلوچستان
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-05-31 DOI: 10.22059/JVR.2020.275071.2901
فرشته میرشکار, محمد باقر یخچالی, فریبرز شریعتی شریفی
زمینۀ مطالعه: تریپانوزوموزیس یکی از بیماری‌های انگلی خونی با اهمیت در دامپزشکی با گسترش جهانی است که توسط تریپانوزوما اوانسی (راسته کاینتوپلاستیدا: خانواده تریپانوزوماتیده) با دو تیپ A در شتر، گاو، گاومیش و اسب و B در شتر گزارش شده است. هدف: تمایز ملکولی آلودگی تریپانوزما اوانسی تیپ A و B در شترهای یک کوهانه (کملوس درومداریوس) در استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرق ایران بود. روش‎کار: از 369 نفر شتر یک کوهانه در مناطق مختلف استان سیستان و بلوچستان به طور تصادفی نمونه خون ورید وداجی تهیه شد. DNA ژنومی تریپانوزمااستخراج شد و به ترتیب قطعات 205 جفت‌باز و 436 جفت‌باز از ژن‌های RoTat 1.2 VSG (تریپانوزوما اوانسی تیپ A) و Minicircle genes (تریپانوزوما اوانسی تیپ B) به روش PCR تکثیر گردید. نتایج: یافته‌های ملکولی نشان داد گونه تریپانوزوما عامل آلودگی در تمامی شترهای آلوده استان سیستان و بلوچستان تریپانوزوما اوانسی تیپ A می‌باشد. نتیجه­گیری نهایی: یافته‌های ملکولی نشانگر آن بود که عامل آلودگی در شترهای منطقه مانند اکثر نقاط دنیا فقط تریپانوزوما اوانسی تیپ A می‌باشد.
{"title":"تمایز ملکولی تیپهای تریپانوزما اوانسی در شترهای یک کوهانه (کملوس درومداریوس) در استان سیستان و بلوچستان","authors":"فرشته میرشکار, محمد باقر یخچالی, فریبرز شریعتی شریفی","doi":"10.22059/JVR.2020.275071.2901","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.275071.2901","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه: تریپانوزوموزیس یکی از بیماری‌های انگلی خونی با اهمیت در دامپزشکی با گسترش جهانی است که توسط تریپانوزوما اوانسی (راسته کاینتوپلاستیدا: خانواده تریپانوزوماتیده) با دو تیپ A در شتر، گاو، گاومیش و اسب و B در شتر گزارش شده است. \u0000هدف: تمایز ملکولی آلودگی تریپانوزما اوانسی تیپ A و B در شترهای یک کوهانه (کملوس درومداریوس) در استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرق ایران بود. \u0000روش‎کار: از 369 نفر شتر یک کوهانه در مناطق مختلف استان سیستان و بلوچستان به طور تصادفی نمونه خون ورید وداجی تهیه شد. DNA ژنومی تریپانوزمااستخراج شد و به ترتیب قطعات 205 جفت‌باز و 436 جفت‌باز از ژن‌های RoTat 1.2 VSG (تریپانوزوما اوانسی تیپ A) و Minicircle genes (تریپانوزوما اوانسی تیپ B) به روش PCR تکثیر گردید. \u0000نتایج: یافته‌های ملکولی نشان داد گونه تریپانوزوما عامل آلودگی در تمامی شترهای آلوده استان سیستان و بلوچستان تریپانوزوما اوانسی تیپ A می‌باشد. \u0000نتیجه­گیری نهایی: یافته‌های ملکولی نشانگر آن بود که عامل آلودگی در شترهای منطقه مانند اکثر نقاط دنیا فقط تریپانوزوما اوانسی تیپ A می‌باشد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"58 6 1","pages":"8-13"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-05-31","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"76939712","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
Case report: Control of intestinal nematodes in captive Chlorocebus sabaeus. 病例报告:圈养绿尾藻肠道线虫的控制。
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-05-28 DOI: 10.4102/ojvr.v88i1.1903
Katalina Cruz, Tatiana M Corey, Michel Vandenplas, María Trelis, Antonio Osuna, Patrick J Kelly

There are limited data on the efficacy of antiparasitic treatments and husbandry methods to control nematode infections in captive populations of African green monkeys (AGMs), Chlorocebus sabaeus. In faecal egg count (FEC) tests, 10 of the 11 (91%) adult male AGMs captured from the large feral population on the island of St Kitts had evidence of nematode infections, mostly Capillaria (8/11, 73%), Trichuris trichiura (7/11, 64%) and strongylid species (7/11, 64%) specifically (hookworm and Trichostrongylus, 50/50), but also Strongyloides fuelleborni (1/11, 9%). When kept in individual cages with cleaning and feeding regimens to prevent reinfections and treated concurrently with ivermectin (300 µg/kg, given subcutaneously) and albendazole (10 mg/kg, given orally) daily for 3 days, 60% (6/10) of the AGMs were negative at a follow-up FEC at 3 months and by FEC and necropsy at the end of the study 5-8 months later. One monkey appeared to have been reinfected with T. trichiura after being negative by FEC at 3 months post-treatment. Four AGMs were positive for T. trichiura at the 3 month FEC follow-up but were negative at the end of the study after one further treatment regimen. Although initially being cleared of Capillaria following treatment, three AGMs were found to be infected at the end of the study. The ivermectin and albendazole treatment regimen coupled with good husbandry practices to prevent reinfections effectively controlled nematode infections in captive AGMs.

关于非洲绿猴(Chlorocebus sabaeus)圈养种群中控制线虫感染的抗寄生虫治疗和饲养方法的有效性数据有限。在粪卵计数(FEC)测试中,从圣基茨岛大量野生种群捕获的11只成年雄性agm中有10只(91%)有线虫感染的证据,主要是毛线虫(8/ 11,73%)、毛线虫(7/ 11,64%)和圆线虫(7/ 11,64%),特别是钩虫和毛线虫(50/50),但也有圆形线虫(1/ 11,9%)。在单独的笼子中饲养,以清洁和喂养方案防止再感染,同时每天给予伊维菌素(300µg/kg,皮下注射)和阿苯达唑(10 mg/kg,口服)3天,60%(6/10)的agm在3个月的随访FEC和研究结束后5-8个月的FEC和尸检中呈阴性。一只猴子在治疗后3个月FEC阴性后再次感染了毛螺旋体。在3个月的FEC随访中,4例agm的毛癣菌呈阳性,但在研究结束时,在进一步的治疗方案后呈阴性。虽然最初在治疗后清除了毛细症,但在研究结束时发现有3例agm感染。伊维菌素和阿苯达唑治疗方案加上防止再感染的良好饲养规范有效地控制了圈养agm的线虫感染。
{"title":"Case report: Control of intestinal nematodes in captive Chlorocebus sabaeus.","authors":"Katalina Cruz,&nbsp;Tatiana M Corey,&nbsp;Michel Vandenplas,&nbsp;María Trelis,&nbsp;Antonio Osuna,&nbsp;Patrick J Kelly","doi":"10.4102/ojvr.v88i1.1903","DOIUrl":"https://doi.org/10.4102/ojvr.v88i1.1903","url":null,"abstract":"<p><p>There are limited data on the efficacy of antiparasitic treatments and husbandry methods to control nematode infections in captive populations of African green monkeys (AGMs), Chlorocebus sabaeus. In faecal egg count (FEC) tests, 10 of the 11 (91%) adult male AGMs captured from the large feral population on the island of St Kitts had evidence of nematode infections, mostly Capillaria (8/11, 73%), Trichuris trichiura (7/11, 64%) and strongylid species (7/11, 64%) specifically (hookworm and Trichostrongylus, 50/50), but also Strongyloides fuelleborni (1/11, 9%). When kept in individual cages with cleaning and feeding regimens to prevent reinfections and treated concurrently with ivermectin (300 µg/kg, given subcutaneously) and albendazole (10 mg/kg, given orally) daily for 3 days, 60% (6/10) of the AGMs were negative at a follow-up FEC at 3 months and by FEC and necropsy at the end of the study 5-8 months later. One monkey appeared to have been reinfected with T. trichiura after being negative by FEC at 3 months post-treatment. Four AGMs were positive for T. trichiura at the 3 month FEC follow-up but were negative at the end of the study after one further treatment regimen. Although initially being cleared of Capillaria following treatment, three AGMs were found to be infected at the end of the study. The ivermectin and albendazole treatment regimen coupled with good husbandry practices to prevent reinfections effectively controlled nematode infections in captive AGMs.</p>","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"88 1","pages":"e1-e5"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-05-28","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC8182439/pdf/","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"39058409","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"OA","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 2
اثر نانوذره نقره بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی در بلدرچین ژاپنی
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-03-21 DOI: 10.22059/JVR.2020.274654.2896
امجد فرزین پور, کیوان سبحانی
زمینۀ مطالعه:با توجه به آثار متعدد بیولوژیک نانو ذرات، نانو‌تکنولوژی می‌تواند نقش عمده‌ای را در حوزه‌های پژوهشی در صنعت طیور ایفا نماید. هدف: نانوذره نقره (SNP) دارای خصوصیات ضد باکتریایی، ضدویروسی و ضد قارچی است که استفاده از آن در مزارع پرورش طیور برای ضدعفونی کردن و گندزدایی رو به افزایش است. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سطوح مختلف SNP بر عملکرد لاشه و تخم‌گذاری، خصوصیات کیفی و کمی تخم، باروری و جوجه درآوری در بلدرچین ژاپنی به‌عنوان یک مدل آزمایشگاهی بود. روش‎کار: تعداد 96 قطعه بلدرچین شامل 24 قطعه بلدرچین نر (1 قطعه در هر تکرار) و 72 قطعه بلدرچین ماده (3 قطعه در هر تکرار) در قالب طرح کاملا تصادفی به 4 گروه آزمایشی با 6 تکرار اختصاص یافتند. گروه‌های آزمایشی شامل صفر (شاهد)، 4، 8 و 12 پی‌پی‌ام SNP بود که در آب آشامیدنی در اختیار پرندگان قرار گرفت. پارمترهای کمی و کیفی و تعیین درصد باروری و جوجه درآوری تخم‌های تولیدی به‌صورت هفتگی انجام شد. همچنین، در پایان دوره آزمایش، وزن بدن و وزن نسبی اندام‌های داخلی بدن توزین گردید. نتایج: وزن کبد و کلیه در گروه‌های دریافت‌کننده SNP افزایش پیدا کرد (05/0>p ). وزن تخم در گروه‌های دریافت‌کننده SNP در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (05/0p p ). ضخامت و شاخص شکل تخم در گروه‌های 4، 8 و 12 پی‌پی‌ام SNP در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (05/0>p )؛ درحالی‌که، سایر پارامترهای کمی و کیفی تخم شامل وزن پوسته تخم، غشای پوسته تخم و حجم تخم تحت تأثیر گروه‌های آزمایشی قرار نگرفتند. نتایج نشان داد که گروه‌های 4، 8 و 12 پی‌پی‌ام SNP موجب افزایش درصد باروری در پرندگان شدند (05/0>p )؛ همچنین، افزایش درصد جوجه درآوری در گروه‌های دریافت‌کننده SNP معنی‌دار نشد (05/0p >). نتیجه­گیری نهایی: نتایج حاضر نشان داد که استفاده از SNP در سطح 4 و 8 پی‌پی‌ام می‌تواند تولید تخم، نرخ باروری و جوجه درآوری را در بلدرچین ژاپنی بهبود بخشد.
{"title":"اثر نانوذره نقره بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی در بلدرچین ژاپنی","authors":"امجد فرزین پور, کیوان سبحانی","doi":"10.22059/JVR.2020.274654.2896","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.274654.2896","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه:با توجه به آثار متعدد بیولوژیک نانو ذرات، نانو‌تکنولوژی می‌تواند نقش عمده‌ای را در حوزه‌های پژوهشی در صنعت طیور ایفا نماید. هدف: نانوذره نقره (SNP) دارای خصوصیات ضد باکتریایی، ضدویروسی و ضد قارچی است که استفاده از آن در مزارع پرورش طیور برای ضدعفونی کردن و گندزدایی رو به افزایش است. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سطوح مختلف SNP بر عملکرد لاشه و تخم‌گذاری، خصوصیات کیفی و کمی تخم، باروری و جوجه درآوری در بلدرچین ژاپنی به‌عنوان یک مدل آزمایشگاهی بود. روش‎کار: تعداد 96 قطعه بلدرچین شامل 24 قطعه بلدرچین نر (1 قطعه در هر تکرار) و 72 قطعه بلدرچین ماده (3 قطعه در هر تکرار) در قالب طرح کاملا تصادفی به 4 گروه آزمایشی با 6 تکرار اختصاص یافتند. گروه‌های آزمایشی شامل صفر (شاهد)، 4، 8 و 12 پی‌پی‌ام SNP بود که در آب آشامیدنی در اختیار پرندگان قرار گرفت. پارمترهای کمی و کیفی و تعیین درصد باروری و جوجه درآوری تخم‌های تولیدی به‌صورت هفتگی انجام شد. همچنین، در پایان دوره آزمایش، وزن بدن و وزن نسبی اندام‌های داخلی بدن توزین گردید. نتایج: وزن کبد و کلیه در گروه‌های دریافت‌کننده SNP افزایش پیدا کرد (05/0>p ). وزن تخم در گروه‌های دریافت‌کننده SNP در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (05/0p p ). ضخامت و شاخص شکل تخم در گروه‌های 4، 8 و 12 پی‌پی‌ام SNP در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (05/0>p )؛ درحالی‌که، سایر پارامترهای کمی و کیفی تخم شامل وزن پوسته تخم، غشای پوسته تخم و حجم تخم تحت تأثیر گروه‌های آزمایشی قرار نگرفتند. نتایج نشان داد که گروه‌های 4، 8 و 12 پی‌پی‌ام SNP موجب افزایش درصد باروری در پرندگان شدند (05/0>p )؛ همچنین، افزایش درصد جوجه درآوری در گروه‌های دریافت‌کننده SNP معنی‌دار نشد (05/0p >). نتیجه­گیری نهایی: نتایج حاضر نشان داد که استفاده از SNP در سطح 4 و 8 پی‌پی‌ام می‌تواند تولید تخم، نرخ باروری و جوجه درآوری را در بلدرچین ژاپنی بهبود بخشد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"11 1","pages":"115-123"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-03-21","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"78285857","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
اثر افزودن گیاه دارویی کاکوتی بر عملکرد رشد، قابلیت هضم مواد مغذی و برخی شاخصههای کیفی گوشت برههای پرواری عربی-رومانف
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-03-21 DOI: 10.22059/JVR.2020.293367.2995
پروین علیمیرزایی, مرتضی چاجی
زمینۀ مطالعه: استفاده از افزودنی­هایی نظیر گیاهان دارویی ممکن است منجر به بهبود فرآیند هضم و تخمیر و در نتیجه تولید حیوان ‌شود. هدف: آزمایش حاضر با هدف تعیین بهترین مقدار استفاده از گیاه کاکوتی در جیره بره­های پرواری و یافتن اثر آن بر ویژه‌گی‌های هضمی، تخمیری، عملکردی، خونی و کیفی لاشه و گوشت انجام شد. روش‎کار: مقادیر مختلف کاکوتی (0، 2/0، 4/0، 6/0، 8/0، 1 درصد) به یک جیره بره پرواری افزوده شد و بهترین جیره با روش تولید گاز انتخاب شد، سپس در تغذیه بره­های نر با میانگین وزن 2±41 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار و 6 تکرار استفاده شد. جیره‌های انتخاب شده برای تغذیه بره‌ها شامل: جیره شاهد (فاقد کاکوتی) و جیره شاهد مکمل شده با مقادیر 2/0 یا 4/0 درصد کاکوتی بودند. مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، عملکرد پروار، فراسنجه­های خونی و تخمیری شکمبه، جمعیت پروتوزوآ، برخی ویژه‌گی‌های کیفی گوشت اندازه‌گیری شدند. در پایان دوره بره‌ها کشتار و اجزای لاشه مورد تجزیه و وزن کشی قرار گرفت. نتایج: نتایج آزمایش نشان داد که پتانسیل تولید گاز، عامل تفکیک، ماده آلی واقعا تجزیه شده، ماده خشک مصرفی، قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، ماده آلی، پروتئین، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، غلظت گلوکز، کلسترول، تری­گلیسرید، نیتروژن اوره‌ای خون، جمعیت پروتوزوآ، تحت تأثیر جیره‌های آزمایشی قرار نگرفت. برای میانگین افزایش وزن روزانه، کل اضافه وزن بره‌ها، تولید توده میکروبی بین جیره‌های آزمایشی تفاوت معنی­داری وجود داشت و در تیمار حاوی 2/0 درصد کاکوتی بیشترین مقدار بود. ویژه‌گی آنتی اکسیدانی و شاخص‌های رنگ سنجی و pH گوشت تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت. نتیجه­گیری نهایی: در کل طبق آزمایش‌های دامی بهترین مقدار استفاده از گیاه کاکوتی ۲/۰ درصد بود که در برخی از صفات تخمیری و عملکردی بهبود ایجاد کرد.
{"title":"اثر افزودن گیاه دارویی کاکوتی بر عملکرد رشد، قابلیت هضم مواد مغذی و برخی شاخصههای کیفی گوشت برههای پرواری عربی-رومانف","authors":"پروین علیمیرزایی, مرتضی چاجی","doi":"10.22059/JVR.2020.293367.2995","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.293367.2995","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه: استفاده از افزودنی­هایی نظیر گیاهان دارویی ممکن است منجر به بهبود فرآیند هضم و تخمیر و در نتیجه تولید حیوان ‌شود. \u0000هدف: آزمایش حاضر با هدف تعیین بهترین مقدار استفاده از گیاه کاکوتی در جیره بره­های پرواری و یافتن اثر آن بر ویژه‌گی‌های هضمی، تخمیری، عملکردی، خونی و کیفی لاشه و گوشت انجام شد. \u0000روش‎کار: مقادیر مختلف کاکوتی (0، 2/0، 4/0، 6/0، 8/0، 1 درصد) به یک جیره بره پرواری افزوده شد و بهترین جیره با روش تولید گاز انتخاب شد، سپس در تغذیه بره­های نر با میانگین وزن 2±41 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار و 6 تکرار استفاده شد. جیره‌های انتخاب شده برای تغذیه بره‌ها شامل: جیره شاهد (فاقد کاکوتی) و جیره شاهد مکمل شده با مقادیر 2/0 یا 4/0 درصد کاکوتی بودند. مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، عملکرد پروار، فراسنجه­های خونی و تخمیری شکمبه، جمعیت پروتوزوآ، برخی ویژه‌گی‌های کیفی گوشت اندازه‌گیری شدند. در پایان دوره بره‌ها کشتار و اجزای لاشه مورد تجزیه و وزن کشی قرار گرفت. \u0000نتایج: نتایج آزمایش نشان داد که پتانسیل تولید گاز، عامل تفکیک، ماده آلی واقعا تجزیه شده، ماده خشک مصرفی، قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، ماده آلی، پروتئین، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، غلظت گلوکز، کلسترول، تری­گلیسرید، نیتروژن اوره‌ای خون، جمعیت پروتوزوآ، تحت تأثیر جیره‌های آزمایشی قرار نگرفت. برای میانگین افزایش وزن روزانه، کل اضافه وزن بره‌ها، تولید توده میکروبی بین جیره‌های آزمایشی تفاوت معنی­داری وجود داشت و در تیمار حاوی 2/0 درصد کاکوتی بیشترین مقدار بود. ویژه‌گی آنتی اکسیدانی و شاخص‌های رنگ سنجی و pH گوشت تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت. \u0000نتیجه­گیری نهایی: در کل طبق آزمایش‌های دامی بهترین مقدار استفاده از گیاه کاکوتی ۲/۰ درصد بود که در برخی از صفات تخمیری و عملکردی بهبود ایجاد کرد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"32 1","pages":"31-43"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-03-21","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"78672505","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
کلون و بیان پروتئین حدت CFP-10 مایکوباکتریوم بویس سویه AN5
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-03-21 DOI: 10.22059/JVR.2019.281406.2932
رضا عارف پژوهی, تقی زهرایی صالحی, نادر مصوری, زهرا شمس نجف آبادی, رامک یحیی رعیت
زمینۀ مطالعه:سل گاوی به وسیله گونه مایکوباکتریوم بویس ایجاد می‌شود و اثرات مهمی در بهداشت عمومی و اقتصادی از جمله تجارت حیوانات و تولید دارد. برنامه کنترل مرسوم براساس آزمایش پوستی و کشتار گاوهای آلوده به سل است. علی‌رغم اعتماد به این آزمایش، واکنش‌های مثبت کاذب از معایب آن به شمار می‌رود که جهت رفع آن استفاده از پروتئین‌هایی با ویژگی بالاتر توصیه می‌گردد. هدف: مطالعه حاضر به منظور کلون، بیان و تخلیص پروتئین نوترکیب CFP-10 به عنوان آنتی‌ژن مایکوباکتریوم بویس صورت گرفت. روش‎کار: ژن پروتئین CFP-10 با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره پلی‌مراز تکثیر شد. محصول واکنش پس از هضم توسط دو آنزیم EcoRI و HindIII در وکتور pET23a(+) کلون شد و بعد از ترانسفورماسیون در سلول DH5α E. coli تکثیر گردید. پس از الحاق و تعیین توالی، وکتور کلون شده در سلول بیانی BL21 E. coli ترانسفورم شد. جهت القاء، از ایزپروپیل-دی-بتا-تیوگالاکتوپیرانوزید استفاده گردید. جهت انحلال اجسام توده‌ای در پلت سلولی از اوره 8 مولار استفاده شد. پس از تخلیص پروتئین نوترکیب با رزین نیکل، حذف اوره با گرادیان کاهنده انجام گرفت. نتایج: صحت کلون ژن CFP-10 با تعیین توالی اثبات گردید. بیان پروتئین CFP-10 با استفاده از مونوکلونال آنتی‌بادی اختصاصی با وسترن بلاتینگ اثبات شد. نتایج تعیین توالی ژن در کنار وسترن بلاتینگ، حاکی از آن بود که پروتئین نوترکیب بدست آمده در وزن مولکولی حدود 10 کیلو دالتون به خوبی بیان و تخلیص گردیده است. نتیجه­گیری نهایی: نتایج نشان داد که ژنcfp-10  به خوبی در سیستم پروکاریوتی کلون، بیان گردید و پروتئین CFP-10 می‌تواند جهت مطالعات بیشتر در تولید کیت‌های تشخیصی علیه سل گاوی مورد استفاده قرار گیرد.
{"title":"کلون و بیان پروتئین حدت CFP-10 مایکوباکتریوم بویس سویه AN5","authors":"رضا عارف پژوهی, تقی زهرایی صالحی, نادر مصوری, زهرا شمس نجف آبادی, رامک یحیی رعیت","doi":"10.22059/JVR.2019.281406.2932","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2019.281406.2932","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه:سل گاوی به وسیله گونه مایکوباکتریوم بویس ایجاد می‌شود و اثرات مهمی در بهداشت عمومی و اقتصادی از جمله تجارت حیوانات و تولید دارد. برنامه کنترل مرسوم براساس آزمایش پوستی و کشتار گاوهای آلوده به سل است. علی‌رغم اعتماد به این آزمایش، واکنش‌های مثبت کاذب از معایب آن به شمار می‌رود که جهت رفع آن استفاده از پروتئین‌هایی با ویژگی بالاتر توصیه می‌گردد. هدف: مطالعه حاضر به منظور کلون، بیان و تخلیص پروتئین نوترکیب CFP-10 به عنوان آنتی‌ژن مایکوباکتریوم بویس صورت گرفت. روش‎کار: ژن پروتئین CFP-10 با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره پلی‌مراز تکثیر شد. محصول واکنش پس از هضم توسط دو آنزیم EcoRI و HindIII در وکتور pET23a(+) کلون شد و بعد از ترانسفورماسیون در سلول DH5α E. coli تکثیر گردید. پس از الحاق و تعیین توالی، وکتور کلون شده در سلول بیانی BL21 E. coli ترانسفورم شد. جهت القاء، از ایزپروپیل-دی-بتا-تیوگالاکتوپیرانوزید استفاده گردید. جهت انحلال اجسام توده‌ای در پلت سلولی از اوره 8 مولار استفاده شد. پس از تخلیص پروتئین نوترکیب با رزین نیکل، حذف اوره با گرادیان کاهنده انجام گرفت. نتایج: صحت کلون ژن CFP-10 با تعیین توالی اثبات گردید. بیان پروتئین CFP-10 با استفاده از مونوکلونال آنتی‌بادی اختصاصی با وسترن بلاتینگ اثبات شد. نتایج تعیین توالی ژن در کنار وسترن بلاتینگ، حاکی از آن بود که پروتئین نوترکیب بدست آمده در وزن مولکولی حدود 10 کیلو دالتون به خوبی بیان و تخلیص گردیده است. نتیجه­گیری نهایی: نتایج نشان داد که ژنcfp-10  به خوبی در سیستم پروکاریوتی کلون، بیان گردید و پروتئین CFP-10 می‌تواند جهت مطالعات بیشتر در تولید کیت‌های تشخیصی علیه سل گاوی مورد استفاده قرار گیرد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"87 1","pages":"124-132"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-03-21","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"83781656","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
تأثیر مکمل ال-کارنیتین در جیرهی جوجهخروسهای نابالغ بر بافتشناسی بیضه، شاخصهای اسپرماتوژنز و لیپوپروتئینهای پلاسما در پیک تولید
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-03-21 DOI: 10.22059/JVR.2020.290133.2977
وحید محمدی, سید داود شریفی, محسن شرفی, عبداله محمدی-سنگ چشمه
زمینۀ مطالعه: پروفایل لیپوپروتئین‌ پلاسما یکی از مکانیسم‌های مؤثر در توسعه‌ی بافت بیضه و فرآیند اسپرماتوژنز در خروس‌ها است. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مکمل ال-کارنیتین در جیره‌ی جوجه‌ خروس‌های نابالغ بر هیستولوژی بیضه، شاخص‌های اسپرماتوژنز و لیپوپروتئین‌های پلاسما در پیک تولید اجرا شد. روش‎کار: 12 قطعه خروس مادر گوشتی سویه‌ی راس (12 هفتگی) به مدت 22 هفته، در یک طرح کاملا تصادفی با دو تیمار (سطوح صفر و 250 میلی‌گرم بر کیلوگرم ال-کارنیتین در جیره) و شش تکرار استفاده شد. برنامه‌ی خوراک‌دهی و نوردهی بر اساس کاتالوگ سویه‌ی راس 308 انجام گرفت. برای دستیابی به اهداف تحقیق، در سن 34 هفتگی به‌طور تصادفی چهار پرنده از هر تیمار انتخاب و پس از خونگیری از سیاهرگ زیر بال کشتار شدند. در نهایت غلظت کلسترول، LDL و HDL پلاسما با استفاده از کیت تجاری مخصوص و شاخص‌های بافتی بیضه (تعداد سلول‌های اسپرم‌ساز، سلول‌های سرتولی، قطر لوله منی‌ساز، ارتفاع اپی‌تلیوم منی‌ساز، ضریب تمایز لوله‌ای و ضریب اسپرماتوژنز) پس از تهیه مقاطع پارافینی پنج میکرومتری، با نرم افزار SAS بررسی شدند. نتایج: نتایج نشان داد که تعداد لوله‌های منی‌ساز و سلول‌های سرتولی به طور معنی‌داری تحت تأثیر ال-کارنیتین جیره‌ای قرار گرفت (05/0>p ). مکمل‌سازی ال-کارنیتین در جیره جوجه‌خروس‌ها پیش از بلوغ جنسی باعث افزایش معنی‌داری در شاخص اسپرماتوژنز (003/0>p )، و شاخص تمایز لوله‌ای (02/0>p ) شد. میزان HDL به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر مکمل ال-کارنیتین قرار گرفت (007/0>p ). یک تمایل به معنی‌داری در غلظت LDL  (09/0=p )، و نسبت HDL/LDL (059/0=p )، بین تیمارها مشاهده شد، ولی بین تیمارها تفاوت معنی‌داری از لحاظ کلسترول مشاهده نشد. نتیجه­گیری نهایی: بر اساس نتایج این مطالعه، تغذیه جوجه‌خروس‌های نابالغ با 250 میلی‌گرم ال-کارنیتین توسعه‌ی بافت بیضه و فرآیند اسپرماتوژنز را بهبود می‌بخشد.
{"title":"تأثیر مکمل ال-کارنیتین در جیرهی جوجهخروسهای نابالغ بر بافتشناسی بیضه، شاخصهای اسپرماتوژنز و لیپوپروتئینهای پلاسما در پیک تولید","authors":"وحید محمدی, سید داود شریفی, محسن شرفی, عبداله محمدی-سنگ چشمه","doi":"10.22059/JVR.2020.290133.2977","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.290133.2977","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه: پروفایل لیپوپروتئین‌ پلاسما یکی از مکانیسم‌های مؤثر در توسعه‌ی بافت بیضه و فرآیند اسپرماتوژنز در خروس‌ها است. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مکمل ال-کارنیتین در جیره‌ی جوجه‌ خروس‌های نابالغ بر هیستولوژی بیضه، شاخص‌های اسپرماتوژنز و لیپوپروتئین‌های پلاسما در پیک تولید اجرا شد. روش‎کار: 12 قطعه خروس مادر گوشتی سویه‌ی راس (12 هفتگی) به مدت 22 هفته، در یک طرح کاملا تصادفی با دو تیمار (سطوح صفر و 250 میلی‌گرم بر کیلوگرم ال-کارنیتین در جیره) و شش تکرار استفاده شد. برنامه‌ی خوراک‌دهی و نوردهی بر اساس کاتالوگ سویه‌ی راس 308 انجام گرفت. برای دستیابی به اهداف تحقیق، در سن 34 هفتگی به‌طور تصادفی چهار پرنده از هر تیمار انتخاب و پس از خونگیری از سیاهرگ زیر بال کشتار شدند. در نهایت غلظت کلسترول، LDL و HDL پلاسما با استفاده از کیت تجاری مخصوص و شاخص‌های بافتی بیضه (تعداد سلول‌های اسپرم‌ساز، سلول‌های سرتولی، قطر لوله منی‌ساز، ارتفاع اپی‌تلیوم منی‌ساز، ضریب تمایز لوله‌ای و ضریب اسپرماتوژنز) پس از تهیه مقاطع پارافینی پنج میکرومتری، با نرم افزار SAS بررسی شدند. نتایج: نتایج نشان داد که تعداد لوله‌های منی‌ساز و سلول‌های سرتولی به طور معنی‌داری تحت تأثیر ال-کارنیتین جیره‌ای قرار گرفت (05/0>p ). مکمل‌سازی ال-کارنیتین در جیره جوجه‌خروس‌ها پیش از بلوغ جنسی باعث افزایش معنی‌داری در شاخص اسپرماتوژنز (003/0>p )، و شاخص تمایز لوله‌ای (02/0>p ) شد. میزان HDL به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر مکمل ال-کارنیتین قرار گرفت (007/0>p ). یک تمایل به معنی‌داری در غلظت LDL  (09/0=p )، و نسبت HDL/LDL (059/0=p )، بین تیمارها مشاهده شد، ولی بین تیمارها تفاوت معنی‌داری از لحاظ کلسترول مشاهده نشد. نتیجه­گیری نهایی: بر اساس نتایج این مطالعه، تغذیه جوجه‌خروس‌های نابالغ با 250 میلی‌گرم ال-کارنیتین توسعه‌ی بافت بیضه و فرآیند اسپرماتوژنز را بهبود می‌بخشد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"36 4","pages":"94-102"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-03-21","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"72610053","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
Designing B and T Cell Multi-Epitope Vaccine for Cross Protection Against Haemophilus Strains: An Immunoinformatics Approach 设计B细胞和T细胞多表位疫苗交叉保护血友病菌株:免疫信息学方法
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-03-21 DOI: 10.22059/JVR.2019.271610.2882
G. N. Borojeni, Fatemeh Abasabadi, R. Abiri, Amirhooshang Alvandi, Farhad Salari
زمینۀ مطالعه:علی­رغم وجود واکسن­های کونژوگه ضد سویه­های هموفیلوس عفونت­های ناشی از هموفیلوس آنفلوانزا و هموفیلوس سومنوس چه در بعد انسانی و چه در صنعت دامپروری خسارت­های اقتصادی بسیاری را به جوامع تحمیل می­کند. کارا نبودن واکسن‌های موجود ضد همه سویه‌ها می­تواند در گسترش عفونت ناشی از هموفیلوس مؤثر باشد. از نقاط ضعف این واکسن­ها می­توان به عدم پوشش اپی­توپ­های گوناگون از سویه­های هموفیلوس در واکسن­های موجود اشاره کرد. از این رو انتخاب یک مجموعه­ای از پروتئین­های حراست­شده و مشترک در سویه­های تهاجمی هموفیلوس آنفلوانزا و هموفیلوس سومنوس جهت پیشگویی اپی­توپ­ها و طراحی واکسن­ ضروری است. هدف: این مطالعه با هدف طراحی واکسن پلی اپی­توپی مؤثر بر ضد سویه­های بیماریزای هموفیلوس آنفلوانزا و هموفیلوس سومنوس با بهره­گیری از رهیافت­های in silico انجام شد. روش‎کار: ابتدا توالی­های پروتئین­های مورد نظر از پایگاه­های داده بازیابی شدند و به منظور به دست­ آوردن مناطق حراست­شده با نرم افزار Clustal omega همردیف گردیدند. سپس پیشگویی اپی­توپ­های سلول­های B و T برای 6 پروتئین ایمونوژن شامل پروتئین­ غشای خارجی (Outer Membrane protein, OMP6)، پروتئین پوشش سلولی (Opacity Associated Protein A, OapA)، پروتئین باند شونده به ترانسفرین (Transfern Binding Protein A, TbpA)، پروتئین D (PD) و D15  با استفاده از سرورهای مختلف ایمونوانفورماتیک صورت گرفت. اپی­توپ­های مشترک دارای امتیاز بالاتر با لینکرهای مناسب به یکدیگر متصل گردیدند. ویژگی­های فیزیکوشیمیایی و ساختاری مدل نهایی با سرورهای مربوطه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: 6 اپی­توپ سلولCD4+ T و 3 اپی­توپ سلول B از 6 پروتئین ایمونوژن برای طراحی سازه نهایی انتخاب شدند. ارزیابی­های ایمونوانفورماتیک نشان داد که پپتید پلی اپی­توپی طراحی شده یک پادگن بی خطر، محلول، هیدروفیل و پایدار در دماهای مختلف است که می­تواند یک واکسن بالقوه باشد. نتیجه­گیری نهایی: سازه پلی اپی­توپی طراحی شده با ابزارهای ایمونوانفورماتیک می­تواند به عنوان کاندید واکسن ضد هموفیلوس مورد توجه قرار گیرد.
{"title":"Designing B and T Cell Multi-Epitope Vaccine for Cross Protection Against Haemophilus Strains: An Immunoinformatics Approach","authors":"G. N. Borojeni, Fatemeh Abasabadi, R. Abiri, Amirhooshang Alvandi, Farhad Salari","doi":"10.22059/JVR.2019.271610.2882","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2019.271610.2882","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه:علی­رغم وجود واکسن­های کونژوگه ضد سویه­های هموفیلوس عفونت­های ناشی از هموفیلوس آنفلوانزا و هموفیلوس سومنوس چه در بعد انسانی و چه در صنعت دامپروری خسارت­های اقتصادی بسیاری را به جوامع تحمیل می­کند. کارا نبودن واکسن‌های موجود ضد همه سویه‌ها می­تواند در گسترش عفونت ناشی از هموفیلوس مؤثر باشد. از نقاط ضعف این واکسن­ها می­توان به عدم پوشش اپی­توپ­های گوناگون از سویه­های هموفیلوس در واکسن­های موجود اشاره کرد. از این رو انتخاب یک مجموعه­ای از پروتئین­های حراست­شده و مشترک در سویه­های تهاجمی هموفیلوس آنفلوانزا و هموفیلوس سومنوس جهت پیشگویی اپی­توپ­ها و طراحی واکسن­ ضروری است. هدف: این مطالعه با هدف طراحی واکسن پلی اپی­توپی مؤثر بر ضد سویه­های بیماریزای هموفیلوس آنفلوانزا و هموفیلوس سومنوس با بهره­گیری از رهیافت­های in silico انجام شد. روش‎کار: ابتدا توالی­های پروتئین­های مورد نظر از پایگاه­های داده بازیابی شدند و به منظور به دست­ آوردن مناطق حراست­شده با نرم افزار Clustal omega همردیف گردیدند. سپس پیشگویی اپی­توپ­های سلول­های B و T برای 6 پروتئین ایمونوژن شامل پروتئین­ غشای خارجی (Outer Membrane protein, OMP6)، پروتئین پوشش سلولی (Opacity Associated Protein A, OapA)، پروتئین باند شونده به ترانسفرین (Transfern Binding Protein A, TbpA)، پروتئین D (PD) و D15  با استفاده از سرورهای مختلف ایمونوانفورماتیک صورت گرفت. اپی­توپ­های مشترک دارای امتیاز بالاتر با لینکرهای مناسب به یکدیگر متصل گردیدند. ویژگی­های فیزیکوشیمیایی و ساختاری مدل نهایی با سرورهای مربوطه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: 6 اپی­توپ سلولCD4+ T و 3 اپی­توپ سلول B از 6 پروتئین ایمونوژن برای طراحی سازه نهایی انتخاب شدند. ارزیابی­های ایمونوانفورماتیک نشان داد که پپتید پلی اپی­توپی طراحی شده یک پادگن بی خطر، محلول، هیدروفیل و پایدار در دماهای مختلف است که می­تواند یک واکسن بالقوه باشد. نتیجه­گیری نهایی: سازه پلی اپی­توپی طراحی شده با ابزارهای ایمونوانفورماتیک می­تواند به عنوان کاندید واکسن ضد هموفیلوس مورد توجه قرار گیرد.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"15 1","pages":"133-145"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-03-21","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"72655569","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
مطالعه شیوع سرمی طاعون نشخوارکنندگان کوچک در شهرستان گرمسار: تأثیر عوامل خطر محیطی و میزبانی
IF 2.7 3区 农林科学 Q2 VETERINARY SCIENCES Pub Date : 2021-03-21 DOI: 10.22059/JVR.2020.288062.2970
حسین ایلدرآبادی, سروش یوردخانی, امیر زکیان
زمینۀ مطالعه:طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) یک بیماری ویروسی و مسری با درصد شیوع و کشندگی بسیار بالا است که در خاورمیانه، جنوب غرب آسیا و قاره آفریقا یک بیماری بومی بوده و باعث بروز خسارت‌های اقتصادی در گله‌های گوسفند و بز در این مناطق می‌گردد. مطالعات نشان داده فاکتورهای خطر محیطی و میزبانی می‌تواند بر روی شدت و ضعف همه‌گیری ناشی از این بیماری اثرگذار باشد. هدف: در این مطالعه شیوع سرمی طاعون نشخوارکنندگان کوچک در شهرستان گرمسار و حومه و تأثیر فاکتورهای میزبانی شامل گونه دامی، جنسیت، سن و فاکتورهای محیطی شامل فصل نمونه‌گیری، منطقه جغرافیایی و موقعیت نمونه‌گیری مورد بررسی قرار گرفت. روش‎کار: از 180 راس گوسفند و بز نمونه خون وداجی در سه فصل بهار، تابستان و پاییز اخذ و پس از سانتریفیوژ و جداسازی نمونه سرم به روش الایزای رقابتی پاسخ پادتن و وجود آلودگی سنجیده شد. نتایج: شیوع ظاهری آلودگی در نشخوارکنندگان کوچک شهرستان گرمسار و حومه برابر با 44/24 درصد و شیوع واقعی برابر با 91/23 درصد بود. نتایج نشان داد که گونه‌ی دامی (08/0 p =)، جنسیت (14/0 p =) و سن (98/0 p =) با شیوع سرمی ارتباط آماری معنی‌داری ندارند. اما بین فصل (03/0 p =)، منطقه جغرافیایی (0004/0 p =) و محل نمونه‌گیری (0001/0 p =) با شیوع سرمی ارتباط معنی‌داری وجود داشت. همچنین نسبت شانس ابتلا در فصل پاییز 62/2 برابر (فاصه اطمینان 95 درصد: 02/6 – 06/0؛ 05/0 p <) سایر فصول و در جنوب شرقی شهرستان گرمسار 71/6 برابر (فاصه اطمینان 95 درصد: 60/17–01/3؛ 05/0 p <) بیشتر از دیگر نقاط جغرافیایی بود. نسبت شانس ابتلا به طاعون نشخوارکنندگان کوچک در روستای محمود آباد 63/63 برابر (فاصه اطمینان 95 درصد: 93/132 – 14/12؛ 05/0 p <) بیشتر از دیگر روستاها بود. نتیجه­گیری نهایی: مطالعه حاضر ثابت کرد بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در شهرستان گرمسار و حومه بومی است و عوامل خطر محیطی اثرگذاری بیشتری بر شیوع سرمی در مقایسه با عوامل خطر میزبانی دارند. لذا به منظور کنترل بیماری در مناطق آندمیک باید به فاکتورهای خطر محیطی توجه بیشتری شود و با انجام واکسیناسیون در بازه‌های زمانی و مناطق حساس قبل تغییرات محیطی پر خطر احتمال بروز موارد همه‌گیری را به حداقل رساند.
{"title":"مطالعه شیوع سرمی طاعون نشخوارکنندگان کوچک در شهرستان گرمسار: تأثیر عوامل خطر محیطی و میزبانی","authors":"حسین ایلدرآبادی, سروش یوردخانی, امیر زکیان","doi":"10.22059/JVR.2020.288062.2970","DOIUrl":"https://doi.org/10.22059/JVR.2020.288062.2970","url":null,"abstract":"زمینۀ مطالعه:طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) یک بیماری ویروسی و مسری با درصد شیوع و کشندگی بسیار بالا است که در خاورمیانه، جنوب غرب آسیا و قاره آفریقا یک بیماری بومی بوده و باعث بروز خسارت‌های اقتصادی در گله‌های گوسفند و بز در این مناطق می‌گردد. مطالعات نشان داده فاکتورهای خطر محیطی و میزبانی می‌تواند بر روی شدت و ضعف همه‌گیری ناشی از این بیماری اثرگذار باشد. هدف: در این مطالعه شیوع سرمی طاعون نشخوارکنندگان کوچک در شهرستان گرمسار و حومه و تأثیر فاکتورهای میزبانی شامل گونه دامی، جنسیت، سن و فاکتورهای محیطی شامل فصل نمونه‌گیری، منطقه جغرافیایی و موقعیت نمونه‌گیری مورد بررسی قرار گرفت. روش‎کار: از 180 راس گوسفند و بز نمونه خون وداجی در سه فصل بهار، تابستان و پاییز اخذ و پس از سانتریفیوژ و جداسازی نمونه سرم به روش الایزای رقابتی پاسخ پادتن و وجود آلودگی سنجیده شد. نتایج: شیوع ظاهری آلودگی در نشخوارکنندگان کوچک شهرستان گرمسار و حومه برابر با 44/24 درصد و شیوع واقعی برابر با 91/23 درصد بود. نتایج نشان داد که گونه‌ی دامی (08/0 p =)، جنسیت (14/0 p =) و سن (98/0 p =) با شیوع سرمی ارتباط آماری معنی‌داری ندارند. اما بین فصل (03/0 p =)، منطقه جغرافیایی (0004/0 p =) و محل نمونه‌گیری (0001/0 p =) با شیوع سرمی ارتباط معنی‌داری وجود داشت. همچنین نسبت شانس ابتلا در فصل پاییز 62/2 برابر (فاصه اطمینان 95 درصد: 02/6 – 06/0؛ 05/0 p <) سایر فصول و در جنوب شرقی شهرستان گرمسار 71/6 برابر (فاصه اطمینان 95 درصد: 60/17–01/3؛ 05/0 p <) بیشتر از دیگر نقاط جغرافیایی بود. نسبت شانس ابتلا به طاعون نشخوارکنندگان کوچک در روستای محمود آباد 63/63 برابر (فاصه اطمینان 95 درصد: 93/132 – 14/12؛ 05/0 p <) بیشتر از دیگر روستاها بود. نتیجه­گیری نهایی: مطالعه حاضر ثابت کرد بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در شهرستان گرمسار و حومه بومی است و عوامل خطر محیطی اثرگذاری بیشتری بر شیوع سرمی در مقایسه با عوامل خطر میزبانی دارند. لذا به منظور کنترل بیماری در مناطق آندمیک باید به فاکتورهای خطر محیطی توجه بیشتری شود و با انجام واکسیناسیون در بازه‌های زمانی و مناطق حساس قبل تغییرات محیطی پر خطر احتمال بروز موارد همه‌گیری را به حداقل رساند.","PeriodicalId":54685,"journal":{"name":"Onderstepoort Journal of Veterinary Research","volume":"19 1","pages":"62-74"},"PeriodicalIF":2.7,"publicationDate":"2021-03-21","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"74876648","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":3,"RegionCategory":"农林科学","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
引用次数: 0
期刊
Onderstepoort Journal of Veterinary Research
全部 Acc. Chem. Res. ACS Applied Bio Materials ACS Appl. Electron. Mater. ACS Appl. Energy Mater. ACS Appl. Mater. Interfaces ACS Appl. Nano Mater. ACS Appl. Polym. Mater. ACS BIOMATER-SCI ENG ACS Catal. ACS Cent. Sci. ACS Chem. Biol. ACS Chemical Health & Safety ACS Chem. Neurosci. ACS Comb. Sci. ACS Earth Space Chem. ACS Energy Lett. ACS Infect. Dis. ACS Macro Lett. ACS Mater. Lett. ACS Med. Chem. Lett. ACS Nano ACS Omega ACS Photonics ACS Sens. ACS Sustainable Chem. Eng. ACS Synth. Biol. Anal. Chem. BIOCHEMISTRY-US Bioconjugate Chem. BIOMACROMOLECULES Chem. Res. Toxicol. Chem. Rev. Chem. Mater. CRYST GROWTH DES ENERG FUEL Environ. Sci. Technol. Environ. Sci. Technol. Lett. Eur. J. Inorg. Chem. IND ENG CHEM RES Inorg. Chem. J. Agric. Food. Chem. J. Chem. Eng. Data J. Chem. Educ. J. Chem. Inf. Model. J. Chem. Theory Comput. J. Med. Chem. J. Nat. Prod. J PROTEOME RES J. Am. Chem. Soc. LANGMUIR MACROMOLECULES Mol. Pharmaceutics Nano Lett. Org. Lett. ORG PROCESS RES DEV ORGANOMETALLICS J. Org. Chem. J. Phys. Chem. J. Phys. Chem. A J. Phys. Chem. B J. Phys. Chem. C J. Phys. Chem. Lett. Analyst Anal. Methods Biomater. Sci. Catal. Sci. Technol. Chem. Commun. Chem. Soc. Rev. CHEM EDUC RES PRACT CRYSTENGCOMM Dalton Trans. Energy Environ. Sci. ENVIRON SCI-NANO ENVIRON SCI-PROC IMP ENVIRON SCI-WAT RES Faraday Discuss. Food Funct. Green Chem. Inorg. Chem. Front. Integr. Biol. J. Anal. At. Spectrom. J. Mater. Chem. A J. Mater. Chem. B J. Mater. Chem. C Lab Chip Mater. Chem. Front. Mater. Horiz. MEDCHEMCOMM Metallomics Mol. Biosyst. Mol. Syst. Des. Eng. Nanoscale Nanoscale Horiz. Nat. Prod. Rep. New J. Chem. Org. Biomol. Chem. Org. Chem. Front. PHOTOCH PHOTOBIO SCI PCCP Polym. Chem.
×
引用
GB/T 7714-2015
复制
MLA
复制
APA
复制
导出至
BibTeX EndNote RefMan NoteFirst NoteExpress
×
0
微信
客服QQ
Book学术公众号 扫码关注我们
反馈
×
意见反馈
请填写您的意见或建议
请填写您的手机或邮箱
×
提示
您的信息不完整,为了账户安全,请先补充。
现在去补充
×
提示
您因"违规操作"
具体请查看互助需知
我知道了
×
提示
现在去查看 取消
×
提示
确定
Book学术官方微信
Book学术文献互助
Book学术文献互助群
群 号:604180095
Book学术
文献互助 智能选刊 最新文献 互助须知 联系我们:info@booksci.cn
Book学术提供免费学术资源搜索服务,方便国内外学者检索中英文文献。致力于提供最便捷和优质的服务体验。
Copyright © 2023 Book学术 All rights reserved.
ghs 京公网安备 11010802042870号 京ICP备2023020795号-1