Pub Date : 2024-01-02DOI: 10.36586/jcl.2.2024.0.49.0207
Haidar Naeem Hamza AL- Zoamil
Typological analysis about the negation marker in different languages is one of the fields of research that has attracted much attention. In Persian language, this constituent has been analysed from different aspects. This study aimed to analyse different aspects of negation marker in the adjectives, the noun phrases and the verb phrases based on typological analysis. Many studies have been revealed that the negation in adjectives has shown lexically and morphologically. In the noun phrases, /hich/ has used as a negative marker necessarily marking the verb phrase as negative too. In the verb phrases, negation occurs morphologically by the addition of the prefix /na/(no) or its variations. In the modal auxiliaries /khastan/ and /tawanestan/(can), aspectual auxiliary /budan/ (be) and lexicalized auxiliary /bayad/(must) negative marker occurs either before the auxiliary or before the main verb. Moreover, in the modal auxiliary /shodan/(will be) and the lexicalized word /shayad/ (perhaps) only the main verb is negated. However, aspectual auxiliary /dashtan/ (to have) has shown a different behavior in that its negative form and the negative form of the modal auxiliary become neutral. Negation filed in the verb phrases and morphological negative adjectives is narrow and only a portion of negative proposition falls under the field of negation while negative field in the noun phrases is broad and includes the entire proposition. چکیده: بررسی ردهشناختی سازه نفی در زبانهای گوناگون بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در زبان فارسی این سازه از بسیاری جهات قابل بررسی میباشد. این پژوهش کوشیده است با نگاهی ردهشناختی به سازه نفی، جنبههای مختلف عامل نفی در صفات، گروههای اسمی و گروههای فعلی را بررسی کند. بررسیها نشان میدهند نفی در صفات به صورت ساختواژی و واژگانی اتفاق میافتد. نفی در گروههای اسمی به کمک عامل منفی "هیچ" صورت میپذیرد که با منفیشدن اسم یا گروه اسمی، فعل نیز الزاما منفی میشود. در گروههای فعلی نفی به صورت ساختواژی با افزودن پیشوند "نـ" اتفاق میافتد. در فعلهای معین وجهنمای "خواستن و توانستن"، فعل معین نمودنمای "بودن" و فعل معین واژگانیشده "باید" سازه منفی هم پیش از فعل معین قرار میگیرد هم پیش از فعل واژگانی. در فعل معین وجهنمای "شدن" و فعل واژگانیشده "شاید"، تنها فعل واژگانی منفی میشود. فعل معین نمودنمای "داشتن" رفتار متفاوتی از خود به نمایش میگذارد و تقابل صورت منفی این فعل نمودنما با صورت منفی وجهنمای آن خنثی میشود. سیطره عامل نفی در گروههای فعلی و صفات منفی ساختواژی محدود بوده و تنها بخشی از گزاره را در بر میگیرد. در صورتیکه سیطره نفی در گروههای اسمی گسترده و دربرگیرنده همه گزاره است.
不同语言中否定标记的类型学分析是备受关注的研究领域之一。在波斯语中,对这一成分进行了多方面的分析。本研究旨在基于类型学分析,从不同方面分析形容词、名词短语和动词短语中的否定标记。许多研究表明,形容词中的否定在词法和词形上都有表现。在名词短语中,/hich/作为否定标记,必然会将动词短语也标记为否定。在动词短语中,否定是通过添加前缀 /na/(不)或其变体在形态上发生的。在语态助词 /khastan/ 和 /tawanestan/(可以)、方面助词 /budan/(是)和词性化助词 /bayad/(必须)中,否定标记出现在助词之前或主要动词之前。此外,在情态助词/shodan/(将是)和词性化助词/shayad/(也许)中,只有主动词被否定。然而,方面助词/dashtan/(有)却表现出不同的行为,它的否定形式和情态助词的否定形式都变成了中性。动词短语和形态否定形容词的否定范围较窄,只有部分否定命题属于否定范围,而名词短语的否定范围较广,包括整个命题。چکیده:بررسی ردهشناختی سازه نفی در زبانهای گوناگون بسیار مورد توجه قرار گرفته است.در زبان فارسی این سازه از بسیاری جهات قابل برسی میباشد.این پژوهش کوشیده است با نگاهی ردهشناختی به سازه نفی، جنبههای مختلف عامل نفی در صفات، گروههای اسمی و گروههای فعلی را برسی کند.برسیها نشان میدهند نفی در صفات به صورت ساختواژی و اژگانی اتفاق میافتد.نفی در گروههای اسمی به کمک عامل منفی "هیچ"صورت میپذیرد که با منفیشدن اسم یا گروه اسمی، فعل نیز الزاما منفی میشود.در گروههای فعلی نفی به صورت ساختواژی با افزودن پیشوند "نـ"اتفاق میافتد.در فعلهای معین وجهنمای "خواستن و توانستن"، فعل معین نمودنمای "بودن" و فعل معین واژگانیشده "باید"سازه منفی هم پیش از فعل معین قرار میگیرد هم پیش از فعل واژگانی.در فعل معین وجهنمای "شدن" و فعل واژگانیشده "شاید"، تنها فعل واژگانی منفی میشود.فعل معین نمودنمای "داشتن" فتار متفاوتی از خود به نمایش میگذارد و تقابل صورت منفی این فعل نمودنما با صورت منفی وجهنمای آن خنثی میشود.سیطره عامل نفی در گروههای فعلی و صفات منفی ساختواژی محدود بوده و تنها بخشی از گزاره را در بر میگیرد.در صورتیکه سیطره نفی در گروههای اسمی گسترده و دربرگیرنده همه گزاره است.
{"title":"Negation marker in Standard Persian : a typological analysis based on Givon’s functional model","authors":"Haidar Naeem Hamza AL- Zoamil","doi":"10.36586/jcl.2.2024.0.49.0207","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2024.0.49.0207","url":null,"abstract":"Typological analysis about the negation marker in different languages is one of the fields of research that has attracted much attention. In Persian language, this constituent has been analysed from different aspects. This study aimed to analyse different aspects of negation marker in the adjectives, the noun phrases and the verb phrases based on typological analysis. Many studies have been revealed that the negation in adjectives has shown lexically and morphologically. In the noun phrases, /hich/ has used as a negative marker necessarily marking the verb phrase as negative too. In the verb phrases, negation occurs morphologically by the addition of the prefix /na/(no) or its variations. In the modal auxiliaries /khastan/ and /tawanestan/(can), aspectual auxiliary /budan/ (be) and lexicalized auxiliary /bayad/(must) negative marker occurs either before the auxiliary or before the main verb. Moreover, in the modal auxiliary /shodan/(will be) and the lexicalized word /shayad/ (perhaps) only the main verb is negated. However, aspectual auxiliary /dashtan/ (to have) has shown a different behavior in that its negative form and the negative form of the modal auxiliary become neutral. Negation filed in the verb phrases and morphological negative adjectives is narrow and only a portion of negative proposition falls under the field of negation while negative field in the noun phrases is broad and includes the entire proposition. چکیده: بررسی ردهشناختی سازه نفی در زبانهای گوناگون بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در زبان فارسی این سازه از بسیاری جهات قابل بررسی میباشد. این پژوهش کوشیده است با نگاهی ردهشناختی به سازه نفی، جنبههای مختلف عامل نفی در صفات، گروههای اسمی و گروههای فعلی را بررسی کند. بررسیها نشان میدهند نفی در صفات به صورت ساختواژی و واژگانی اتفاق میافتد. نفی در گروههای اسمی به کمک عامل منفی \"هیچ\" صورت میپذیرد که با منفیشدن اسم یا گروه اسمی، فعل نیز الزاما منفی میشود. در گروههای فعلی نفی به صورت ساختواژی با افزودن پیشوند \"نـ\" اتفاق میافتد. در فعلهای معین وجهنمای \"خواستن و توانستن\"، فعل معین نمودنمای \"بودن\" و فعل معین واژگانیشده \"باید\" سازه منفی هم پیش از فعل معین قرار میگیرد هم پیش از فعل واژگانی. در فعل معین وجهنمای \"شدن\" و فعل واژگانیشده \"شاید\"، تنها فعل واژگانی منفی میشود. فعل معین نمودنمای \"داشتن\" رفتار متفاوتی از خود به نمایش میگذارد و تقابل صورت منفی این فعل نمودنما با صورت منفی وجهنمای آن خنثی میشود. سیطره عامل نفی در گروههای فعلی و صفات منفی ساختواژی محدود بوده و تنها بخشی از گزاره را در بر میگیرد. در صورتیکه سیطره نفی در گروههای اسمی گسترده و دربرگیرنده همه گزاره است.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"139 30","pages":""},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2024-01-02","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"139452965","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2024-01-02DOI: 10.36586/jcl.2.2024.0.49.0157
Massuod Parvin, Javad Asghari, Musa Mahmoudzahi
Abstract Lanɡauaɡes, like humans, need communication and interaction to prosper. One of the ways for a language to flourish is to borrow words from other languages. The southern regions of Iran and the coastal countries of Persian Gulf have had strong cultural relations since old times, with language being a dimension of these relations. With their land being geographically located in the realm of Islamic civilization and being Muslims, Baloch people have had strong connections with the Arab world and the Arabic language.Thus, many Arabic words have made their ways into Balochi language either directly or indirectly through persian language. Since each language has its own unique sound structure, these loanwords have undergone phonetic changes after entering the Balochi. This article is an attempt to study the phonetic changes of Arabic loanwords in Balochi in a descriptive-analytical manner. This study has a "diachronic" and ”historical” approach. The phonetic changes of different types can be found in these loanwords, among them “substitution”, “metathesis”, “elision”, and “epenthesis”. The focus of this study is mainly on ”substitution”. The results indicate that the loanwords in Balochi language, especially those with “substitution” in them, have more diversity compared to Arabic loanwords in Persian. This article will showcase unique types of “substitution” in Arabic loanwords found in Balochi language. چکیده زبان به مانند انسان برای ارتقا و غنای خود به ارتباط و تعامل نیاز دارد، چنان که یکی از راههای بالندگی و غنای یک زبان، وامگیری از دیگر زبانها است. مناطق جنوبی ایران با کشورهای ساحلی جنوب خلیج فارس، از دیرباز روابط فرهنگی پررنگی داشتهاند که از جمله ابعاد این مناسبات، حوزه زبان است. در این بین زبان بلوچی به حکم موقعیت جغرافیایی زیست بومِ گویشورانش در عرصه تمدن اسلامی محصور بوده و از آن روی که بلوچها مسلمان بودهاند ناگزیر مناسباتی تنگاتنگ با زبان عربی داشتهاند .بدین ترتیب واژگان فراوانی با واسطه زبان فارسی و یا بدون واسطه مستقیما از زبان عربی به زبان بلوچی انتقال یافتهاند. از آنجا که هر زبانی ساختار آوایی ویژه خود را دارد این وامواژهها پس از ورود به زبان بلوچی دچار دگرگونی آوایی شدهاند. این مقاله به عنوان مطالعهای «درزمانی» و «تاریخمند» در صدد است که با روش توصیفی-تحلیلی دگرگونیهای آوایی موجود در این وام واژهها را یافته و مورد واکاوی قرار دهد.دگرگونیهای آوایی عبارتند از «ابدال»، «قلب»، «حذف» و « درج» که در این مقاله «ابدال» به صورت اختصاصی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج نشاندهنده آن است که «ابدال» وامواژهها در زبان بلوچی به نسبت وامواژههای عربی موجود در زبان فارسی از تنوع بیشتری برخوردار است که شفاهی بودن فرهنگ و ادبیات بلوچی در این امر بسیار تأثیر داشته است.
摘要 语言和人类一样,需要交流和互动才能繁荣发展。借用其他语言的词汇是语言繁荣的途径之一。伊朗南部地区和波斯湾沿岸国家自古以来就有着密切的文化关系,语言就是这种关系的一个方面。俾路支人地处伊斯兰文明的中心,又是穆斯林,因此与阿拉伯世界和阿拉伯语有着密切的联系。由于每种语言都有自己独特的语音结构,这些借词在进入俾路支语后都发生了语音变化。本文试图以描述-分析的方式研究阿拉伯语借词在俾路支语中的语音变化。本研究采用 "非同步 "和 "历史 "的方法。在这些借词中可以发现不同类型的语音变化,其中包括 "替换"、"合成"、"省略 "和 "缩略"。本研究的重点主要是 "替换"。研究结果表明,与波斯语中的阿拉伯语借词相比,俾路支语中的借词,尤其是包含 "替换 "的借词,具有更多的多样性。本文将展示在俾路支语中发现的阿拉伯语借词中独特的 "替换 "类型。چکیده زبان به مانند انسان برای ارتقا و غنای خود به ارتباط و تعامل نیاز دارد، چنان که یکی از راههای بالندگی و غنای یک زبان، وامگیری از دیگر زبانها است.مناطق جنوبی ایران باکشورهای ساحلی جنوب خلیج فارس، از دیرباز روابط فرهنگی پررنگی داشتهاند هک از جمله ابعاد این مناسبات، حوزه زبان است.در این بین زبان بلوچی به حکم موقعیت جغرافیای زیست بومِ گویشورانش در عرصه تمدن اسلامی محصور بوده و از آن رویکه بلوچها مسلمان بودهاند ناگزیر مناسباتی تنگاتنگ بازبان عربی داشتهاند .بدین ترتیب واژگان فراوانی با واسطه زبان فارسی و ی بدون واسطه مستقیما از زبان عربی به زبان بلوچی انتقال یافتهاند .از آنجاکه هر زبانی ساختار آوای ویژه خود را دارد این وامواژهها پس از ورود به زبان بلوچی دچار دگرگونی آوای شدهاند.این مقاله به عنوان مطالعهای "درزمانی" و "تاریخمند" در صدد است که با روش توصیفی-تحلیلی دگرگونیهای آوای موجود در این وام واژهها را یافته و مورد واکاوی قرار دهد.دگرگونیهای آوای عبارتند از "ابدال"، "قلب"، "حذف" و " درج" که در این مقاله "ابدال"به صورت اختصاصی مورد مطالعه قرار گرفته است.نتایج نشاندهنده آن استکه "ابدال" وامواژهها در زبان بلوچی به نسبت وامواژههای عربی موجود در زبانفارسی از تنوع بیشتری برخوردار است که شفاهی بودن فرهنگ و ادبیات بلوچی در این امر بسیار تأثیر داشته است.
{"title":"A study of the phonetic changes of Arabic loanwords in Balochi","authors":"Massuod Parvin, Javad Asghari, Musa Mahmoudzahi","doi":"10.36586/jcl.2.2024.0.49.0157","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2024.0.49.0157","url":null,"abstract":"Abstract Lanɡauaɡes, like humans, need communication and interaction to prosper. One of the ways for a language to flourish is to borrow words from other languages. The southern regions of Iran and the coastal countries of Persian Gulf have had strong cultural relations since old times, with language being a dimension of these relations. With their land being geographically located in the realm of Islamic civilization and being Muslims, Baloch people have had strong connections with the Arab world and the Arabic language.Thus, many Arabic words have made their ways into Balochi language either directly or indirectly through persian language. Since each language has its own unique sound structure, these loanwords have undergone phonetic changes after entering the Balochi. This article is an attempt to study the phonetic changes of Arabic loanwords in Balochi in a descriptive-analytical manner. This study has a \"diachronic\" and ”historical” approach. The phonetic changes of different types can be found in these loanwords, among them “substitution”, “metathesis”, “elision”, and “epenthesis”. The focus of this study is mainly on ”substitution”. The results indicate that the loanwords in Balochi language, especially those with “substitution” in them, have more diversity compared to Arabic loanwords in Persian. This article will showcase unique types of “substitution” in Arabic loanwords found in Balochi language. چکیده زبان به مانند انسان برای ارتقا و غنای خود به ارتباط و تعامل نیاز دارد، چنان که یکی از راههای بالندگی و غنای یک زبان، وامگیری از دیگر زبانها است. مناطق جنوبی ایران با کشورهای ساحلی جنوب خلیج فارس، از دیرباز روابط فرهنگی پررنگی داشتهاند که از جمله ابعاد این مناسبات، حوزه زبان است. در این بین زبان بلوچی به حکم موقعیت جغرافیایی زیست بومِ گویشورانش در عرصه تمدن اسلامی محصور بوده و از آن روی که بلوچها مسلمان بودهاند ناگزیر مناسباتی تنگاتنگ با زبان عربی داشتهاند .بدین ترتیب واژگان فراوانی با واسطه زبان فارسی و یا بدون واسطه مستقیما از زبان عربی به زبان بلوچی انتقال یافتهاند. از آنجا که هر زبانی ساختار آوایی ویژه خود را دارد این وامواژهها پس از ورود به زبان بلوچی دچار دگرگونی آوایی شدهاند. این مقاله به عنوان مطالعهای «درزمانی» و «تاریخمند» در صدد است که با روش توصیفی-تحلیلی دگرگونیهای آوایی موجود در این وام واژهها را یافته و مورد واکاوی قرار دهد.دگرگونیهای آوایی عبارتند از «ابدال»، «قلب»، «حذف» و « درج» که در این مقاله «ابدال» به صورت اختصاصی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج نشاندهنده آن است که «ابدال» وامواژهها در زبان بلوچی به نسبت وامواژههای عربی موجود در زبان فارسی از تنوع بیشتری برخوردار است که شفاهی بودن فرهنگ و ادبیات بلوچی در این امر بسیار تأثیر داشته است.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"133 17","pages":""},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2024-01-02","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"139453535","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2024-01-02DOI: 10.36586/jcl.2.2024.0.49.0181
Parisa Faizi, shahriyar niazi
Translation is a dynamic and living process that cannot be considered equal to the original text and requires the appropriate structure, language, thought and culture of the target language, and the translator's intellectual, linguistic and cultural influences inadvertently penetrate into the translated text. It causes heterogeneity of the destination text with the source text. Admiral's theory is trying to help by providing components and suggested approaches to resolve these inconsistencies. In the meantime, in addition to the mission of putting words together, the translator must sometimes sit in the position of the reader and judge and evaluate the translated text in order to understand its shortcomings and try to correct it and adapt the text to the text as much as possible. Pay the destination language. Jean-René Ladmiral, a famous French theorist, enumerates the components to face translation problems that the translator should know and act on. This destinationist theorist believes that it is incorrect to limit translation to simple decoding and that translation should be accompanied by rewriting and the translator should produce meaning or re-create it. This research is trying to investigate the effectiveness of Admiral's theory in translation from Arabic to Persian with a descriptive and analytical method. The present research has investigated the translation of Arabic texts into Persian based on Admiral's theory, which is considered a new research in terms of comprehensiveness and can be a specific and accurate basis for translations in which reproduction is important. چکیده ترجمه فرایندی پویا و زنده است که نمیتوان آن را تماماً برابر با متن اصلی قلمداد کرد و ساختار، زبان، اندیشه و فرهنگی مناسب با زبان مقصد را میطلبد و به صورت ناخواسته عوامل تاثيرگذار فکری، زبانی و فرهنگی مترجم در متن ترجمه رسوخ پيدا ميکند و باعث ناهمگونی متن مقصد با متن مبدأ ميگردد. نظریه لادمیرال در تلاش است با ارائه مؤلفهها و رویکردهای پيشنهادی در جهت رفع این ناهمگونیها کمک کند. در این بين، مترجم علاوه بر ماموریت قرار دادن کلمات کنار یکدیگر، باید گاهی در جایگاه خواننده نيز بنشيند و به قضاوت و ارزیابی متن ترجمه شده بپردازد تا کمیها و کاستی آن را درک کند و درصدد اصلاح آن و مناسب سازی هرچه بيشتر متن با متن زبان مقصد بپردازد. ژان رنه لادمیرال، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، مؤلفههایی را برای رویارویی با مشکلات ترجمه برمیشمارد که مترجم میبایست آنها را بشناسد و به آنها عمل کند. این نظریهپرداز مقصدگرا معتقد است که محدود نمودن ترجمه به رمزگردانی ساده نادرست است و ترجمه باید با بازنویسی همراه باشد و مترجم در آن به تولید معنا یا آفرینش مجدد بپردازد. این پژوهش در تلاش است با روش توصیفی،تحلیلی به بررسی کارآمدی نظریه لادمیرال در ترجمه از عربی به فارسی بپردازد. پژوهش پيشرو به صورت موردی ترجمه متون عربی به فارسی را بر پایه نظریه لادمیرال بررسی نموده که از حيث جامعيت، پژوهشی جدید به حساب میآید و میتواند مبنایی مشخص و دقيق برای ترجمههایی باشد که بازآفرینی در آن اهميت دارد.
翻译是一个动态的、活生生的过程,不能等同于原文,需要目标语言的适当结构、语言、思想和文化,译者的思想、语言和文化影响会在不经意间渗透到译文中。这就造成了目的语文本与源文本的异质性。海军上将理论试图通过提供解决这些不一致性的组成部分和建议方法来提供帮助。同时,译者除了完成将文字拼凑在一起的任务外,有时还必须站在读者的立场上,对译文进行判断和评价,以了解译文的不足之处,并尽量加以改正,使译文与原文相适应。付目的语。法国著名理论家让-雷内-拉德米拉列举了面对翻译问题时译者应该了解和行动的组成部分。这位目的论理论家认为,将翻译局限于简单的解码是不正确的,翻译应伴随着改写,译者应产生意义或重新创造意义。本研究试图通过描述和分析方法,研究阿德米尔理论在阿拉伯语到波斯语翻译中的有效性。本研究以海军上将理论为基础,对阿拉伯语文本翻译成波斯语的情况进行了调查,就全面性而言,该理论被认为是一项新的研究,可为重现性很重要的翻译提供具体而准确的依据。چکیده ترجمه فراندی پویا و زنده استکه نمیتوان آن را تماماً برابر با متن اصلی قلمداد کرد و ساختار، زبان، اندیشه و فرهنگی مناسب با زبان مقصد رامیطلبد و به صورت ناخواسته عوامل تاثيرگذار فکری، زبانی و فرهنگی مترجم در متن ترجمه رسوخ پيدا ميکند و باعث ناهمگونی متن مقصد با متن مبدأ ميگرد.نظریه لادمیرال در تلاش است با ارائه مؤلفهها و رویکردهای پيشنهادی در جهت رفع این ناهمگونیهاک مک کند.در این بين، مترجم علاوه بر ماموریت قرار دادن کلمات کنار یکدیگر، باید گاهی در جایگاه خواننده نيز بنشيند و به قضاوت و ارزیابیمتن ترجمه شده بپردازد تاک میها وکاستی آن را درک کند و درصدد اصلاح آن و مناسب سازی هرچه بيشتر متن با متن زبان مقصد بپردازد.ژان رنه لادمیرال، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، مؤلفههای را برای رویاروی با مشکلات ترجمه برمیشماردکه مترجم میبایست آنها را بشناسد و به آنها عمل کند.این نظریهپرداز مقصدگرا معتقد است که محدود نمودن ترجمه به رمزگردانی ساده نادرست است و ترجمه بانویسی همراه باشد و مترجم در آن به تولید معنا ی اآفرینش مجدد بپردازد.این پژوهش در تلاش است با روش توصیفی،تحلیلی به بررسی کارآمدی نظریه لادمیرال در ترجمه از عربی به فارسی بپردازد.پژوهش پيشرو به صورت موردی ترجمه متون عربی به فارسی را بر پایه نظریه لادمیرال بررسی نموده که از حيث جامعيت،پژوهشی جدید به حساب میآید و میتواند مبنای مشخص و دقيق برای ترجمههای باشد که بازآفرینی در آن اهميت دارد.
{"title":"Practical application of Jean René Ladmiral's model in translation from Arabic to Persian","authors":"Parisa Faizi, shahriyar niazi","doi":"10.36586/jcl.2.2024.0.49.0181","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2024.0.49.0181","url":null,"abstract":"Translation is a dynamic and living process that cannot be considered equal to the original text and requires the appropriate structure, language, thought and culture of the target language, and the translator's intellectual, linguistic and cultural influences inadvertently penetrate into the translated text. It causes heterogeneity of the destination text with the source text. Admiral's theory is trying to help by providing components and suggested approaches to resolve these inconsistencies. In the meantime, in addition to the mission of putting words together, the translator must sometimes sit in the position of the reader and judge and evaluate the translated text in order to understand its shortcomings and try to correct it and adapt the text to the text as much as possible. Pay the destination language. Jean-René Ladmiral, a famous French theorist, enumerates the components to face translation problems that the translator should know and act on. This destinationist theorist believes that it is incorrect to limit translation to simple decoding and that translation should be accompanied by rewriting and the translator should produce meaning or re-create it. This research is trying to investigate the effectiveness of Admiral's theory in translation from Arabic to Persian with a descriptive and analytical method. The present research has investigated the translation of Arabic texts into Persian based on Admiral's theory, which is considered a new research in terms of comprehensiveness and can be a specific and accurate basis for translations in which reproduction is important. چکیده ترجمه فرایندی پویا و زنده است که نمیتوان آن را تماماً برابر با متن اصلی قلمداد کرد و ساختار، زبان، اندیشه و فرهنگی مناسب با زبان مقصد را میطلبد و به صورت ناخواسته عوامل تاثيرگذار فکری، زبانی و فرهنگی مترجم در متن ترجمه رسوخ پيدا ميکند و باعث ناهمگونی متن مقصد با متن مبدأ ميگردد. نظریه لادمیرال در تلاش است با ارائه مؤلفهها و رویکردهای پيشنهادی در جهت رفع این ناهمگونیها کمک کند. در این بين، مترجم علاوه بر ماموریت قرار دادن کلمات کنار یکدیگر، باید گاهی در جایگاه خواننده نيز بنشيند و به قضاوت و ارزیابی متن ترجمه شده بپردازد تا کمیها و کاستی آن را درک کند و درصدد اصلاح آن و مناسب سازی هرچه بيشتر متن با متن زبان مقصد بپردازد. ژان رنه لادمیرال، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، مؤلفههایی را برای رویارویی با مشکلات ترجمه برمیشمارد که مترجم میبایست آنها را بشناسد و به آنها عمل کند. این نظریهپرداز مقصدگرا معتقد است که محدود نمودن ترجمه به رمزگردانی ساده نادرست است و ترجمه باید با بازنویسی همراه باشد و مترجم در آن به تولید معنا یا آفرینش مجدد بپردازد. این پژوهش در تلاش است با روش توصیفی،تحلیلی به بررسی کارآمدی نظریه لادمیرال در ترجمه از عربی به فارسی بپردازد. پژوهش پيشرو به صورت موردی ترجمه متون عربی به فارسی را بر پایه نظریه لادمیرال بررسی نموده که از حيث جامعيت، پژوهشی جدید به حساب میآید و میتواند مبنایی مشخص و دقيق برای ترجمههایی باشد که بازآفرینی در آن اهميت دارد.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"137 26","pages":""},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2024-01-02","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"139453230","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2024-01-02DOI: 10.36586/jcl.2.2024.0.49.0225
Abdulameer Chasibl Zamil
Abstract: Persian literature, after the spread of Islam in Pars, received a lot of influence from the subtle and rhetorical details of the Holy Quran. This effect is more in poetry than in prose because the weights of Persian poetry are closer to the melody of the Qur'an and its weights.The effectiveness of most of the prose works is only in the Quranic themes and words. Persian poetry that has benefited from various sciences of rhetoric, including semantics, eloquence and rhetoric. The degree and manner of influence of each of the didactic, lyrical, epic and travelogue literary types is different from the rhetorical points of the Quran. The instructions under educational literature have benefited the least from Quranic rhetoric. The maxim under educational literature have benefited the least from Quranic rhetoric. The travelogues share this as well as the admonitions, but in Ghanaian prose, we see the greatest use of Qur'anic rhetorical points by poets and writers.The travelogues share this as well as the maxim, but in lyrical prose we see the most use of Quranic rhetorical points by poets and writers. Hafez and Saadi have been more successful than others in this regard. Shahnameh is the best book of classical sustainability literature. Ferdowsi paid more attention to the translation of verses and words due to his sense of patriotism and adherence to the national language. But Ahmad Azizi borrows words and interpretations from the Qur'an with high frequency in his poems in contrast to Ferdowsi in contemporary sustainability literature. چکیده : ادبیات فارسی در پی گسترش دین اسلام در پارس از لطایف و دقایق بلاغی قرآن کریم تأثیر بسیاری پذیرفت . این تأثیر در نظم بیش از نثر است زیرا اوزان شعر فارسی به آهنگ کلام قرآن و وزنهای آن نزدیکی بیشتری دارد . از این رو اثر پذیری اکثر آثار منثور صرفاً در مضامین و واژگان قرآنی است برخلاف شعر فارسی که از علوم مختلف بلاغت اعم از معانی، بیان و بدیع بهره گرفته است . میزان ونحوه ی تأثیر پذیری هر کدام از انواع ادبی تعلیمی ، غنائی ، پایداری و سفرنامه از نکات بلاغی قرآن متفاوت است . اندرزنامه ها تحت ادبیات تعلیمی کمترین بهره را از بلاغت قرآنی برده اند . سفرنامه ها نیز مانند اندرزنامه ها در این امر اشتراک دارند اما در نثر غنائی شاهد بیشترین استفاده شعرا و نویسندگان از نکات بلاغی قرآنی هستیم . حافظ وسعدی نسبت به سایرین در این امر موفقتر بوده اند . فردوسی در شاهنامه برترین کتاب ادبیات پایداری کلاسیک به دلیل داشتن حس وطن دوستی و پایبندی به زبان ملی؛ بیشتر به ترجمه آیات و واژگان توجه داشته است اما احمد عزیزی در ادبیات پایداری معاصر برخلاف فردوسی از واژگان وتعبیرات قرآنی با بسامد بالا در اشعارش وام گیری میکند .
摘要:伊斯兰教在帕尔斯传播后,波斯文学受到《古兰经》中精妙修辞细节的大量影响。这种影响在诗歌中比在散文中更大,因为波斯诗歌的分量更接近《古兰经》的旋律及其分量。波斯诗歌得益于各种修辞科学,包括语义学、雄辩术和修辞学。说教文学、抒情文学、史诗文学和游记文学各类型的影响程度和方式与《古兰经》的修辞要点不同。教育文学中的训示从《古兰经》修辞中受益最少。教育文学中的格言从《古兰经》修辞中受益最少。游记和训诫都有这一特点,但在加纳散文中,我们看到诗人和作家对《古兰经》修辞要点的使用最多。在这方面,哈菲兹和萨迪比其他人更成功。沙赫纳》是古典可持续性文学中最优秀的作品。费尔道西出于爱国心和对民族语言的坚持,更注重诗句和词语的翻译。但艾哈迈德-阿齐兹(Ahmad Azizi)在他的诗歌中高频率地借用《古兰经》中的词语和解释,这与费尔道西在当代可持续发展文学中的做法形成鲜明对比。چکیده : ادبیات فارسی در پی گسترش دین اسلام در پارس از لطایف و دقایق بلاغی قرآن کریم تأثیر بسیاری پذیرفت .این تأثیر در نظم بیش از نثر است زیرا اوزان شعر فارسی به آهنگ کلام قرآن و زنهای آن نزدیکی بیشتری دارد .از این رو اثر پذیری اکثر آثار منثور صرفاً در مضامین و اژگان قرآنی است برخلاف شعر فارسی که از علوم مختلف بلاغت اعم از معانی، بیان و بدیع بهره گرفته است .میزان ونحوه ی تأثیر پذیری هر کدام از انواع ادبی تعلیمی ، غنائی ، پایداری و سفرنامه از نکات بلاغی قرآن متفاوت است .اندرزنامه ها تحت ادبیات تعلیمی مکترین بهره را از بلاغت قرآنی برده اند .سفرنامه ها نیز مانند اندرزنامه ها در این امر اشتراک دارند اما در نثر غنائی شاهد بیشترین استفاده شعرا ون ویسندگان از نکات بلاغی قرآنی هستیم .حافظ وسعدی نسبت به سایرین در این امر موفقتر بوده اند .فردوسی در شاهنامه برترین کتاب ادبیات پایداری کلاسیک به دلیل داشتن حس وطن دوستی و پایبندی به زبان ملی؛ بیشتر به ترجمه آیات و واژگانتوجه داشته است اما احمد عزیزی در ادبات پایداری معاصر برخلاف فردوسی از واژگان وتعبیرات قرآنی با بسامد بالا در اشعارش وام گیری میکند .
{"title":"Qur'anic rhetorical nuances in Persian literature","authors":"Abdulameer Chasibl Zamil","doi":"10.36586/jcl.2.2024.0.49.0225","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2024.0.49.0225","url":null,"abstract":"Abstract: Persian literature, after the spread of Islam in Pars, received a lot of influence from the subtle and rhetorical details of the Holy Quran. This effect is more in poetry than in prose because the weights of Persian poetry are closer to the melody of the Qur'an and its weights.The effectiveness of most of the prose works is only in the Quranic themes and words. Persian poetry that has benefited from various sciences of rhetoric, including semantics, eloquence and rhetoric. The degree and manner of influence of each of the didactic, lyrical, epic and travelogue literary types is different from the rhetorical points of the Quran. The instructions under educational literature have benefited the least from Quranic rhetoric. The maxim under educational literature have benefited the least from Quranic rhetoric. The travelogues share this as well as the admonitions, but in Ghanaian prose, we see the greatest use of Qur'anic rhetorical points by poets and writers.The travelogues share this as well as the maxim, but in lyrical prose we see the most use of Quranic rhetorical points by poets and writers. Hafez and Saadi have been more successful than others in this regard. Shahnameh is the best book of classical sustainability literature. Ferdowsi paid more attention to the translation of verses and words due to his sense of patriotism and adherence to the national language. But Ahmad Azizi borrows words and interpretations from the Qur'an with high frequency in his poems in contrast to Ferdowsi in contemporary sustainability literature. چکیده : ادبیات فارسی در پی گسترش دین اسلام در پارس از لطایف و دقایق بلاغی قرآن کریم تأثیر بسیاری پذیرفت . این تأثیر در نظم بیش از نثر است زیرا اوزان شعر فارسی به آهنگ کلام قرآن و وزنهای آن نزدیکی بیشتری دارد . از این رو اثر پذیری اکثر آثار منثور صرفاً در مضامین و واژگان قرآنی است برخلاف شعر فارسی که از علوم مختلف بلاغت اعم از معانی، بیان و بدیع بهره گرفته است . میزان ونحوه ی تأثیر پذیری هر کدام از انواع ادبی تعلیمی ، غنائی ، پایداری و سفرنامه از نکات بلاغی قرآن متفاوت است . اندرزنامه ها تحت ادبیات تعلیمی کمترین بهره را از بلاغت قرآنی برده اند . سفرنامه ها نیز مانند اندرزنامه ها در این امر اشتراک دارند اما در نثر غنائی شاهد بیشترین استفاده شعرا و نویسندگان از نکات بلاغی قرآنی هستیم . حافظ وسعدی نسبت به سایرین در این امر موفقتر بوده اند . فردوسی در شاهنامه برترین کتاب ادبیات پایداری کلاسیک به دلیل داشتن حس وطن دوستی و پایبندی به زبان ملی؛ بیشتر به ترجمه آیات و واژگان توجه داشته است اما احمد عزیزی در ادبیات پایداری معاصر برخلاف فردوسی از واژگان وتعبیرات قرآنی با بسامد بالا در اشعارش وام گیری میکند .","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"82 2","pages":""},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2024-01-02","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"139452116","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2023-06-01DOI: 10.36586/jcl.2.2023.0.48.0109
Intidhar Ali Gabr
This article deals with the Arab-Islamic influence on the Argentine writer Luis Jorge Borges who is considered one of the greatest writers of the twentieth century. He speaks many languages and has a very significant cultural background. He is known for his great love of the Arabic language and his deep knowledge of oriental culture. Islamic and Arabic themes have always been present in his literary works and his writing style, whether in a novel, essay, or poetry. This descriptive study tries to study how the author uses Arabic material to express other ideas in an international literary style through quotes or metaphors. The article shows a small part of this Arab- Islamic influence by analyzing the poem entitled “Metaphors in the Thousand Nights and a Night” by the Argentine writer Luis Borges.
{"title":"The Arab-Islamic evoke in Borges’ poetry","authors":"Intidhar Ali Gabr","doi":"10.36586/jcl.2.2023.0.48.0109","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2023.0.48.0109","url":null,"abstract":"This article deals with the Arab-Islamic influence on the Argentine writer Luis Jorge Borges who is considered one of the greatest writers of the twentieth century. He speaks many languages and has a very significant cultural background. He is known for his great love of the Arabic language and his deep knowledge of oriental culture. Islamic and Arabic themes have always been present in his literary works and his writing style, whether in a novel, essay, or poetry. This descriptive study tries to study how the author uses Arabic material to express other ideas in an international literary style through quotes or metaphors. The article shows a small part of this Arab- Islamic influence by analyzing the poem entitled “Metaphors in the Thousand Nights and a Night” by the Argentine writer Luis Borges.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"10 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2023-06-01","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"125449163","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2023-06-01DOI: 10.36586/jcl.2.2023.0.48.0001
H. Almujalli
Roland Barthes’s essay “The Death of the Author” talks about the role of writers when they are creating content. I examined the meaning of Barthes’s essay, which advocates separating writers from their texts. Although the essay does not refer to the literal death of writers, it implies that distinguishing them from their texts can lead to an understanding of their content based on readers’ backgrounds and previous understandings. I concur with Barthes’s argument that if some readers attempt to understand writers, they might want to read the content from the writers’ perspective, which would limit the readers’ understanding of the texts. Therefore, for readers to fully grasp the meaning of a text, they must interpret the words based on their understanding and experiences, not from the authors’ point of view, because words have different meanings for people from different parts of the world.
罗兰·巴特(Roland Barthes)的文章《作者之死》(The Death of The Author)谈到了作家在创造内容时的角色。我考察了巴尔特文章的含义,它主张将作家与其文本分开。虽然这篇文章没有提到作家的字面死亡,但它意味着将他们与他们的文本区分开来可以根据读者的背景和先前的理解来理解他们的内容。我同意巴特的观点,如果一些读者试图理解作家,他们可能会想从作家的角度来阅读内容,这将限制读者对文本的理解。因此,读者要想充分把握文本的意思,就必须根据自己的理解和经验来解读文字,而不是从作者的角度来解读,因为文字对世界不同地区的人有不同的含义。
{"title":"Author, Text, and Writing: Roland Barthes and “The Death of the Author”","authors":"H. Almujalli","doi":"10.36586/jcl.2.2023.0.48.0001","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2023.0.48.0001","url":null,"abstract":"Roland Barthes’s essay “The Death of the Author” talks about the role of writers when they are creating content. I examined the meaning of Barthes’s essay, which advocates separating writers from their texts. Although the essay does not refer to the literal death of writers, it implies that distinguishing them from their texts can lead to an understanding of their content based on readers’ backgrounds and previous understandings. I concur with Barthes’s argument that if some readers attempt to understand writers, they might want to read the content from the writers’ perspective, which would limit the readers’ understanding of the texts. Therefore, for readers to fully grasp the meaning of a text, they must interpret the words based on their understanding and experiences, not from the authors’ point of view, because words have different meanings for people from different parts of the world.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"45 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2023-06-01","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"115674486","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2023-06-01DOI: 10.36586/jcl.2.2023.0.48.0285
Zhwan Abdul-Salam Azeez Gardi
This research is an attempt to analyze the dialogue techniques in the novel (Agri bn Ka) by (Saeed Nakam) and present the importance of these techniques in exposing the characters. This is because dialogue is one of the main and foundational columns and cores of the novel events through which the characters’ roles will be revealed while communicating and addressing one another. Despite this, dialogue represents the thinking method, way of living, educational level, open-mindedness, and maturity of the novel characters. Therefore, the dialogue technique in (Agri bn Ka) novel has been made the title of this research. Further, this research tries to present the novelist’s dominance and power in the dialogues and it is by the characters’ dialogues that (Saeed Nakam) is able to convey his political and social messages. This research is divided into two sections: the first section is theoretical one and deals with the definitions, history, language and significance of dialogue. While the second section is practical and application to the selected novel and analyzes the types and methods of the novel dialogues. Finally, the most important findings and conclusions as well as the consulted sources are provided.
{"title":"Dialogue Technique In (Agri bn Ka) Novel of Saeed Nakam","authors":"Zhwan Abdul-Salam Azeez Gardi","doi":"10.36586/jcl.2.2023.0.48.0285","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2023.0.48.0285","url":null,"abstract":"This research is an attempt to analyze the dialogue techniques in the novel (Agri bn Ka) by (Saeed Nakam) and present the importance of these techniques in exposing the characters. This is because dialogue is one of the main and foundational columns and cores of the novel events through which the characters’ roles will be revealed while communicating and addressing one another. Despite this, dialogue represents the thinking method, way of living, educational level, open-mindedness, and maturity of the novel characters. Therefore, the dialogue technique in (Agri bn Ka) novel has been made the title of this research. Further, this research tries to present the novelist’s dominance and power in the dialogues and it is by the characters’ dialogues that (Saeed Nakam) is able to convey his political and social messages. This research is divided into two sections: the first section is theoretical one and deals with the definitions, history, language and significance of dialogue. While the second section is practical and application to the selected novel and analyzes the types and methods of the novel dialogues. Finally, the most important findings and conclusions as well as the consulted sources are provided.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"1 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2023-06-01","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"117124722","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2023-06-01DOI: 10.36586/jcl.2.2023.0.48.0150
Ali Abdullah Fathi
There is a deep-rooted linguistic relationship between Turkish and Arabic, and it is known that the Arabic language influenced the Turkish language, and although the influence of the Turkish language was not as much as the Arabic language, it affected the Arabic dialects, especially the Mosulli dialect, and the influence of the Turkish language on the Mosulli dialect is more of Iraqi or other Arabic dialects. This effect appears in many names, titles, adjectives, village names, and popular proverbs used by Mosulli people. In this study, which focuses on the influence of the Turkish language on the Mosulli dialect, data is collected by identifying Turkish words from dictionaries, different language books, proverbs, terminology, and studies published in Iraq and Turkey. In addition, in order to identify the Turkish words used in the Mosulli dialect, various interviews are conducted with elderly people living in Mosul who speak this dialect. This study concludes with the various forms of Turkish influence on the Mosulli dialect, and among the most important forms of this influence are: the entry of Turkish words into the Mosul dialect while preserving their meaning, the Turkish words that entered with the same pronunciation and difference in meaning, some suffixes that entered the dialect with the same meaning, and many Turkish words used by Mosulli people in their proverbs and many Turkish proverbs.
{"title":"Turkısh orıgın Words, Suffixes And Proverbs Used in Mosul Arabic Dialect","authors":"Ali Abdullah Fathi","doi":"10.36586/jcl.2.2023.0.48.0150","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2023.0.48.0150","url":null,"abstract":"There is a deep-rooted linguistic relationship between Turkish and Arabic, and it is known that the Arabic language influenced the Turkish language, and although the influence of the Turkish language was not as much as the Arabic language, it affected the Arabic dialects, especially the Mosulli dialect, and the influence of the Turkish language on the Mosulli dialect is more of Iraqi or other Arabic dialects. This effect appears in many names, titles, adjectives, village names, and popular proverbs used by Mosulli people. In this study, which focuses on the influence of the Turkish language on the Mosulli dialect, data is collected by identifying Turkish words from dictionaries, different language books, proverbs, terminology, and studies published in Iraq and Turkey. In addition, in order to identify the Turkish words used in the Mosulli dialect, various interviews are conducted with elderly people living in Mosul who speak this dialect. This study concludes with the various forms of Turkish influence on the Mosulli dialect, and among the most important forms of this influence are: the entry of Turkish words into the Mosul dialect while preserving their meaning, the Turkish words that entered with the same pronunciation and difference in meaning, some suffixes that entered the dialect with the same meaning, and many Turkish words used by Mosulli people in their proverbs and many Turkish proverbs.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"7 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2023-06-01","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"131641807","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2023-06-01DOI: 10.36586/jcl.2.2023.0.48.0256
Majeed Abood Rheimah
This research sheds light on realism in the Hebrew novel, “Mutayrul-Hamam" (Birdman) by the Jewish writer, of an Iraqi origin, Eli Amir. Realism is a method for portraying life in all its aspects honestly, as it describes the var-ious abstract things, the lifestyle of the environment accurately. Realism derives its material from reality and reflects it as much as it can through the various literary productions that appear. The Jewish writer used this genre in writing his novel (The Bird of Pigeons), which occupied the list of the most widely read novels. This novel reveals to us the extent of the Jews' attachment to their Iraqi singing heritage, in addition to that, the writer was able to take the reader to the alleys of Baghdad, the beaches of the Tigris, and the picturesque nature. And since the novelist Eli Amir is a Jew of Iraqi origin, it became clear to me that his novel is closely related to the Iraqi environment, and we find among its folds many events that reflect his biography and the history of the Jewish community in Iraq. For the Baghdadi families and other sects, and all these events formed a major suggestive source in his novel, in order to draw the reader's attention to the situation in Iraq and to highlight the aesthetic side of the novel.
{"title":"Realism in contemporary Hebrew novel Eli Amir's novel\" Birdman\" as a model","authors":"Majeed Abood Rheimah","doi":"10.36586/jcl.2.2023.0.48.0256","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2023.0.48.0256","url":null,"abstract":"This research sheds light on realism in the Hebrew novel, “Mutayrul-Hamam\" (Birdman) by the Jewish writer, of an Iraqi origin, Eli Amir. Realism is a method for portraying life in all its aspects honestly, as it describes the var-ious abstract things, the lifestyle of the environment accurately. Realism derives its material from reality and reflects it as much as it can through the various literary productions that appear. The Jewish writer used this genre in writing his novel (The Bird of Pigeons), which occupied the list of the most widely read novels. This novel reveals to us the extent of the Jews' attachment to their Iraqi singing heritage, in addition to that, the writer was able to take the reader to the alleys of Baghdad, the beaches of the Tigris, and the picturesque nature. And since the novelist Eli Amir is a Jew of Iraqi origin, it became clear to me that his novel is closely related to the Iraqi environment, and we find among its folds many events that reflect his biography and the history of the Jewish community in Iraq. For the Baghdadi families and other sects, and all these events formed a major suggestive source in his novel, in order to draw the reader's attention to the situation in Iraq and to highlight the aesthetic side of the novel.","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"59 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2023-06-01","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"115959803","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}
Pub Date : 2023-06-01DOI: 10.36586/jcl.2.2023.0.48.0204
Adnan Tahmasebi Poshtkouhi, R. M. .. J. A. Al Attabi, Islam Hashìm Aldabagh
The research deals with the scientific and academic necessity in the field of contemporary linguistic research and translation studies called for new and advanced scientific theories in line with technological developments and modern information in the world, using different letters between the fields of science and knowledge, and thus resulted in new research methods with the linguistic phenomenon to vary its communicative functions. the overview, theories, the appearance of the formula in its wide form and the legal translation in a narrower form. Research aims: discuss the most important content of legal language and its translation methods, equivalence and translation equivalence, translation transformations such as rearranging, addition, deletion and replacement, legal linguistic levels, including the level of legal discourse, and its relationship to other legal linguistic levels. The research adopts the qualitative field-experimental approach by benefiting from the researcher’s experiences in addition to studying a number of official translations of documents, documents, legal texts and contracts between the Arabic and Persian languages. The course of the study should be from the general to the specific, i.e. a review of the general translation, then the sworn translation, down to the problems associated with it
{"title":"Chomsky's generative theory and its use in legal translation (Models between Arabic and Persian)","authors":"Adnan Tahmasebi Poshtkouhi, R. M. .. J. A. Al Attabi, Islam Hashìm Aldabagh","doi":"10.36586/jcl.2.2023.0.48.0204","DOIUrl":"https://doi.org/10.36586/jcl.2.2023.0.48.0204","url":null,"abstract":"The research deals with the scientific and academic necessity in the field of contemporary linguistic research and translation studies called for new and advanced scientific theories in line with technological developments and modern information in the world, using different letters between the fields of science and knowledge, and thus resulted in new research methods with the linguistic phenomenon to vary its communicative functions. the overview, theories, the appearance of the formula in its wide form and the legal translation in a narrower form. Research aims: discuss the most important content of legal language and its translation methods, equivalence and translation equivalence, translation transformations such as rearranging, addition, deletion and replacement, legal linguistic levels, including the level of legal discourse, and its relationship to other legal linguistic levels. The research adopts the qualitative field-experimental approach by benefiting from the researcher’s experiences in addition to studying a number of official translations of documents, documents, legal texts and contracts between the Arabic and Persian languages. The course of the study should be from the general to the specific, i.e. a review of the general translation, then the sworn translation, down to the problems associated with it","PeriodicalId":125897,"journal":{"name":"Journal of the College of languages","volume":"315 1","pages":"0"},"PeriodicalIF":0.0,"publicationDate":"2023-06-01","publicationTypes":"Journal Article","fieldsOfStudy":null,"isOpenAccess":false,"openAccessPdf":"","citationCount":null,"resultStr":null,"platform":"Semanticscholar","paperid":"132392615","PeriodicalName":null,"FirstCategoryId":null,"ListUrlMain":null,"RegionNum":0,"RegionCategory":"","ArticlePicture":[],"TitleCN":null,"AbstractTextCN":null,"PMCID":"","EPubDate":null,"PubModel":null,"JCR":null,"JCRName":null,"Score":null,"Total":0}